ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٢٧ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
با نشاط و با وجود ثبات و پايدارى نيكوكار است، خويشتنداريش با علم است و با ملايمت زيركى دارد، سخاوتش در راه حق است و در زمان توانگرى اقتصاد را از دست ندهد، و در زمان نادارى خوش ظاهر و با آرايش باشد و در زمان قدرت گذشت دارد و با وجود خير خواهى مردم اطاعت خدا كند، و در حال شهوت باز ايستد و در زمان رغبت پرهيزگارى كند و در امر جهاد حريص است و در گرفتارى نماز خواند و در سختى شكيبا باشد و در پيشآمدهاى سنگين باوقار است و در ناگواريها بردبار و در آسايش و نعمت سپاسگزار.
پشت سر مردم بد نگويد و تكبر نورزد و قطع رحم ننمايد، نه سست است و نه خشن و سنگدل ديدهاش بر او پيشى نگيرد (فكر نكرده بجائى ننگرد) و شكمش او را رسوا نكند، و آلت شهوتش بر او چيره نشود (كه بزنا و لواط افتد) بر مردم حسد نبرد، سرزنشش كنند و او سرزنش نكند، اسراف نورزد.
مظلوم را يارى كند و بر مستمند ترحم نمايد، خودش از خويش در رنج است و مردم از او در آسايش، در عزت دنيا رغبت نكند و از ذلتش بيتابى ننمايد، مردم مهمى دارند كه بآن رو آورده و او را مهمى است كه گرفتار كرده (مردم بفكر دنيا و او مشغول آخرتست) در قضاوتش نقصى ديده نشود و در رأيش سستى نباشد و در دينش تباهى و گمشده نيست، مشورتكننده را رهبرى كند و كمككننده [كمك خواه] را كمك نمايد، و از هرزه گوئى و نادانى بگريزد.
شرح
- حرف «في» در ١٨ جمله اول روايت در بعضى ظرف لغو و در بعضى ظرف مستقر است چنان كه ترجمه نموديم و ممكن است نسبت بهمه ظرف لغو باشد، چنان كه در جمله دوم هر دو احتمال را نوشتيم.
٥-
امير المؤمنين عليه السّلام بانجمنى از مردم قريش گذشت كه جامههاى سفيد پوشيده بودند و