ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٤٧ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
و حق هفتم- آنكه سوگندش را تصديق كنى و دعوتش را بپذيرى و در بيماريش از او عيادت كنى و بر جنازهاش حاضر شوى و چون بدانى حاجتى دارد، در انجام آن سبقت گيرى و او را مجبور نسازى كه از تو بخواهد، بلكه خودت پيشدستى كنى، چون چنين كردى دوستى خود را بدوستى او پيوستهئى و درستى او را بدوستى خود (و آنگاهست كه بآيه شريفه الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ عمل كردهئى).
٣-
عبد الاعلى بن اعين گويد [برخى] از اصحاب ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السّلام مطالبى پرسيدند و مرا امر كردند كه از آن حضرت در باره حق مسلمان بر برادرش بپرسم، من پرسيدم و حضرت پاسخم نگفت چون براى وداع خدمتش رفتم، عرضكردم: از شما پرسيدم و پاسخم نفرمودى، فرمود:
ميترسم كفران ورزيد (و گردن ننهيد) همانا از سخت ترين واجبات خدا بر خلقش سه چيز است:
(١) انصاف دادن مرد از خود تا آنجا كه براى برادرش از خود نپسندد، جز آنچه را براى خود از او ميپسندد.
(٢) مواسات نمودن با برادر نسبت بمال.
(٣) ياد خدا در هر حال و آن
سبحان اللَّه و الحمد اللَّه
نيست، بلكه آنست كه چيزى را كه خدا بر او حرام نموده رها كند.
٤-
امام صادق عليه السّلام فرمود خدا بچيزى بهتر از اداء حق مؤمن عبادت نشود.
٥-
و فرمود: حق مسلمان بر مسلمان اينست كه او سير نباشد و برادرش گرسنه و او سيراب و برادرش