ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٢٨ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
رنگ صافى داشتند و بسيار مىخنديدند و بهر كه از آنجا مىگذشت با انگشت اشاره مىكردند، سپس بانجمن اوس و خزرج گذشت و آنها را ديد با پيكر فرسوده و گردن باريك و رنگ زرد، كه با فروتنى سخن ميگفتند.
على عليه السلام از اين دو انجمن در شگفت شد و خدمت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:
پدر و مادرم بقربانت، من بانجمن آل فلان گذشتم- و حال آنها را بيان كرد- و بمجلس اوس و خزرج گذشتم- و حال آنها را گفت- سپس عرضكرد: و همه آنها مؤمنند، اى رسول خدا صفت مؤمن را برايم بازگو، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله اندكى سر بزير انداخت و سپس سر بلند كرد و فرمود: بيست خصلت در مؤمن است كه اگر نداشته باشد ايمانش كامل نيست. از اخلاق مؤمنانست كه: ١- در نماز جماعت حاضرند. ٢- در پرداخت زكاة شتابان. ٣- مستمندان را اطعام كنند. ٤- بر سر يتيم دست نوازش كشند. ٥- لباسهاى خود را پاكيزه دارند. ٦- بند زير جامه را بكمر بندند (تا ستر عورت شود و بزمين نكشد). ٧- اگر خبر دهند دروغ نگويند. ٨- اگر وعده كنند خلف ننمايند.
٩- چون امانت گيرند خيانت نكنند. ١٠- چون سخن گويند راست گويند. ١١- در شب عابدند.
١٢- در روز شير دليرند. ١٣- روزها روزه دارند. ١٤- شبها (براى عبادت) بپاخيزند.
١٥- همسايه را نيازارند. ١٦- همسايه از آنها آزار نبيند (اگر چه بوسيله بچه و خادم آنها باشد).
١٧- بر زمين با آرامش گام بردارند. ١٨- بخانههاى بيوه زنان (بمنظور كمك و مساعدت) رهسپارند.
١٩- تشييع جنازه كنند. ٢٠- خدا ما و شما را از جمله متقين قرار دهد (كنايه از اينكه صفت بيستم آنها تقوى است).