ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٨٧ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
گناه را تكرار كرد، خدا او را بآتش دوزخ برد.
و اما اصحاب مشأمه يهود و نصارايند كه خداى عز و جل ميفرمايد: «كسانى كه خدا كتابشان داد او را ميشناسند چنان كه فرزندان خود را ميشناسند، ١٤٦ سوره ٢» يعنى (نبوت) محمد و ولايت (اشياء او) را در تورات و انجيل ميشناسند، چنان كه پسران خود را در خانههاى خويش ميشناسند «و دستهئى از آنها با آنكه ميدانند حق را ميپوشند» «حق و درستى از پروردگارا تو است» كه تو بسوى آنها فرستادهشدهئى «پس مبادا از آنها باشى كه شك و تردد دارند».
و چون اينها (يهود و نصارى) آنچه را شناختند انكار كردند: خدا باين بلا گرفتارشان كرد و روح ايمان را از آنها بگرفت و تنها سه روح را در پيكرشان جاى داد: روح قوت و روح شهوت و روح بدن، سپس آنها را با چارپايان مربوط ساخت و فرمود: «آنها جز بمانند چارپايان نيستند. ٤٤ سوره ٢٥ زيرا چارپا هم با روح قوت بار كشد و با روح شهوت علف خورد و با روح بدن راه رود، آنگاه سائل بامام عرضكرد: يا امير المؤمنين دلم را زنده كردى باذن خدا.
١٧-
داود گويد: از امام صادق عليه السّلام در باره قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله: «چون مرد زنا كند روح ايمان از او جدا شود» پرسيدم، فرمود: آن مانند قول خداى عز و جل است: [در آنچه انفاق ميكنيد قصد بد و پست آن را نكنيد ٢٦٨ سوره ٢» سپس فرمود: آيه ديگر روشنتر از اينست و آن قول خداى عز و جل است:] «و آنها را بروحى از خود تقويت فرمود» اين روحست كه از او جدا شود.
شرح
- از ابن عباس روايت شده كه چون مردم خرماهاى پوسيده و بد را بعنوان صدقه و زكاة ميدادند، در اين آيه شريفه (سوره بقره) از آن كار نهى شدند، يعنى خداى تعالى فرمود: هنگام انفاق قصد خرماى بدو پست نكنيد، بلكه تصميم بگيريد كه خرماى خوب را انفاق كنيد و طبق تصميم خود عمل