ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥ - پايه هاى اسلام
پاسخ فرمائى، زيرا چشمم نابيناست و كمتر راه ميروم و نميتوانم هميشه بزيارت شما آيم، فرمود: حاجتت را بپرس، عرضكردم: دينى كه شما و خاندانتان خدا را با آن عبادت ميكنيد، بمن بفرمائيد تا من هم خداى عز و جل را با آن ديندارى كنم. فرمود: اگر پيشگفتار را كوتاه آوردى، ولى پرسشى بزرگ نمودى بخدا دين خود و دين پدرانم را كه خداى عز و جل را با آن ديندارى ميكنيم، بتو ميگويم. آن دين شهادت بوحدانيت خدا و رسالت محمد صلى اللَّه عليه و آله و اقرار بآنچه او از جانب خدا آورده و ولايت ولى ما (خانواده) و بيزارى از دشمن ما و گردن نهادن بفرمان ما و انتظار قائم ما و كوشش (در امر واجب و حلال) و پرهيزگارى (از محرمات) است.
١١-
على بن ابى حمزه گويد: شنيدم ابو بصير از امام صادق عليه السّلام پرسيد و عرضكرد: قربانت گردم، بمن خبر ده دينى را كه خداى عز و جل بر بندگان واجب ساخته و بندگان را نادانى آن روا نباشد و جز آن از ايشان پذيرفته نيست كدامست؟ فرمود: دوباره بگو، او دوباره گفت، حضرت فرمود: گواهى دادن باينكه شايسته پرستشى جز خدا نيست و محمد صلى اللَّه عليه و آله رسول خداست و گزاردن نماز و دادن زكاة و حج خانه كعبه براى هر كه بدان راه تواند يافت و روزه ماه رمضان، سپس اندكى سكوت نمود و باز فرمود: و ولايت- دو بار- آنگاه فرمود: اينست آنچه را خدا بر بندگان واجب ساخته و پروردگار در روز قيامت از بندگانش نخواهد پرسيد كه چرا از آنچه بر شما واجب ساختم زيادتر انجام نداديد، ولى هر كه زياد كند، خدا هم پاداش او را زياد كند. همانا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سنتهائى نيكو و آراسته وضع