ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٠ - ايمان با اسلام جمع شود، نه بر عكس
اقرار كند و باين امر (ولايت) عارف نباشد، مسلمان است و گمراه.
٥-
ابو بصير گويد: شنيدم امام باقر عليه السّلام ميفرمود: «أعراب گفتند، ايمان آورديم، بگو ايمان نياورديد، بلكه بگوئيد اسلام آورديم» پس هر كه معتقد باشد، آنها ايمان آوردند دروغ گفته و هر كس معتقد باشد، آنها اسلام نياوردهاند، دروغ گفته است.
شرح
- بيضاوى گويد: اين آيه در باره جمعى از بنى اسد نازل شد كه در سال قحطى بمدينه خدمت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آمدند و اقرار بشهادتين كردند و گفتند: ما با زاد و راحله خود نزد شما آمدهايم، نه مانند فلان طايفه كه با اسلحه بجنگ شما مىآيند. و مقصودشان از اين سخن گرفتن صدقه و منت نهادن بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بود.
٦-
امام صادق عليه السّلام ميفرمود: بسبب اسلام جان محفوظ ماند، و اداى امانت شود، و زناشوئى حلال گردد، ولى ثواب در برابر ايمانست (بحديث اول اين باب رجوع شود).
ايمان با اسلام جمع شود، ولى اسلام با ايمان جمع نشود
توضيح
- پيداست كه طبق توضيحى كه ذيل روايت ١٤٩٧ بيان كرديم، نسبت بين اسلام و ايمان عموم و خصوص مطلق است، زيرا اسلام اعم است و ايمان اخص، پس هر مؤمنى مسلمان است ولى هر مسلمانى مؤمن نيست.
١-
سماعه گويد: بامام صادق عليه السّلام عرضكردم: بمن خبر ده آيا اسلام و ايمان دو چيز مختلفند؟
فرمود: ايمان شريك اسلام مىشود، ولى اسلام شريك ايمان نيست، عرضكردم: آن دو را برايم وصف كن