فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧٢ - واژه چهارم «ولايت»
اما مطلب اول: يعنى دلالت آيه بر حصر ولايت در ذات بارىتعالى، در دلالت بر حصر همين اندازه كافى است كه آيه بهصراحت بر نهى از اتّباع اوليايى جز خدا دلالت دارد: (وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ).
در آيه فوق پس از امر به اتّباع آنچه بر رسول خدا (ص) نازل شده است- كه بالالتزام دلالت بر ولايت رسول خدا (ص) دارد- از اتّباع هرگونه «ولى» جز خدا نهى شده است، كه به معناى آن است كه آن «ولى» كه اتّباعش واجب است و اتّباع جز او جايز نيست، تنها خداى متعال است.
اما مطلب دوم: در خود آيه و نيز در آيات پيش و پس از آن، قرائن و شواهد بسيارى وجود دارد كه هرگونه احتمالى را در معناى «ولى» در آيه جز ولايت به معناى حاكميت و حقّ امر و نهى كه وجوب اطاعت را در پى دارد، نفى مىكند و معناى حاكم و آمر مطاع را در واژه «اولياء» كه جمع ولى است، در آيه متعيّن مىكند. در ذيل به تعدادى از اين قرائن و شواهد اشاره مىكنيم:
١. در آيه، امر به اتّباع ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ و سپس نهى از اتّباع ولى ديگرى جز «رَّبِّكُمْ» آمده است. اين امر و نهى معلوم مىكند كه مراد از «اولياء» جمع ولى به معناى «من يجب اتّباعه» است. وجوب اتّباع به معناى وجوب اطاعت امر و نهى است. بنابراين، مراد از ولى، صاحب قدرتى است كه اطاعت او واجب است كه همان حاكم و سلطان است، بلكه مىتوان گفت: وجوب تبعيّت مطلق، متضمن وجوب عملىساختن مطلق مراد متبوع است اگر چه در مقام بيان و ظهور، به شكل امر و نهى جلوه نكرده باشد كه مقتضاى ولايت به معناى «مُلك» نيز همين است؛ زيرا آن كس كه مقام مُلك حقيقى دارد حقّ اطاعتش مطلق است و متوقف بر اظهار و بيان نيست.
٢. در آيه پيش از اين آيه، إنزال كتاب بر سينه رسول اكرم (ص) به منظور «إنذار» اعلام گرديده است و انذار در جايى صادق است كه عقاب و كيفرى باشد. بنابراين، بايد امر و