فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤٥ - واژه چهارم «ولايت»
«لما كانت بيعة الحسين بن علي صاحب فخ قال: أبايعكم على كتاب الله و سنة رسول الله (ص) و على أن يطاع الله و لا يُعصى و أدعوكم إلى الرضا من آل محمد و على أن نعمل فيكم بكتاب الله و سنة نبيّه (ص) و العدل في الرعيّة و القسم بالسوية و على أن تقيموا معنا و تجاهدوا عدوّنا فإن نحن وفينا لكم وفيتم لنا، و إن نحن لم نف لكم فلا بيعة علينا»[١].
گفت: هنگامى كه بيعت با حسينبنعلى صاحب فخ انجام گرفت، گفت: از شما براساس كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) بيعت مىگيرم و بر اين اساس كه خدا اطاعت شود و معصيت نشود، و شما را به رضاى از آل محمد (ص) فرامىخوانم و نيز بدين كه به كتاب خدا و سنت پيامبرش عمل كنيم و عدل در ميان مردم را پيشه كنيم و توزيع برابر انجام دهيم و بدين كه همراه ما ايستادگى كنيد و با دشمنان ما جهاد كنيد. پس اگر ما به شرط شما وفا كرديم شما نيز به شرط ما وفا كنيد، و چنانچه به شرط شما وفا نكرديم بيعتى برگردن شما نداريم.
از آنچه درباره كاربرى واژه طاغوت در قرآن و روايت نقل كرديم، روشن شد كه واژه «طاغوت» در كاربرىهاى قرآن و حديث به معناى حاكم جور غير مأذون از سوى خداى متعال است. بنابراين، در آيه كريمه (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ) «خداوند، ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها خارج ساخته، به سوى نور مىبرد. ولى كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند» واژه «ولى» كه در مقابل طاغوت بهكار رفته است، به قرينه مقابله، بر حاكم حق دلالت مىكند و نيز به قرينه مقابله دلالت بر حصر حاكميت حق در ذات اقدس خداى متعال دارد؛ زيرا غير مؤمنان را محكوم طاغوت بر شمرده
[١] . همان، ص ١٦٩.