فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٤٩ - فلسفه سياسى به معناى نخست
«وأعني بالسياسة استصلاح الخلق بإرشادهم إلى الطريق المستقيم المنجي في الدنيا و الآخرة»[١].
مقصود من از «سياست» تلاش براى اصلاح مردم از طريق ارشاد آنان به صراط مستقيم نجات بخش در دنيا و آخرت است.
سپس مىگويد:
«فالفقيه هو العالم بقانون السياسة و طريق التوسط بين الخلق إذا تنازعوا بحكم الشهوات، فالفقيه هو معلم السلطان و مرشده إلى طريق سياسة الخلق لينتظم باستقامتهم أمورهم في الدنيا»[٢].
پس فقيه، داناى به قانون سياست است و واسطهاى است كه بين مردم در منازعاتى كه به حكم شهوتهايشان ميانشان رخ مىدهد ميانجىگرى مىكند. پس فقيه، معلم سلطان و مرشد اوست به روش سياست مردم، تا در امور دنياى خويش راه راست درپيش گيرند.
بنابراين، در نظر غزالى، سياستشناسى كار فقيه است و اين سياست، همان زندگى اجتماعى خوب است كه وجه عقلى آن، حكمت عملى و وجه شرعى آن، فقه سياسى است.
[١] . محمد عبدالمعز نصر، فلسفة السياسة عند الغزالى، ص ٤٥٥، به نقل از: فاتحة العلوم( محمد بن محمد غزالى).
[٢] . همان، ص ٤٥٧.