فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٤٧ - فلسفه سياسى به معناى نخست
همانگونه كه در اين متن نيز ملاحظه مىشود، بوعلى سينا حكمت عملى را مساوى با عدالت و مهمترين وظيفه سلطان ارضى- كه حكيم كامل است- مىداند و بدين ترتيب، فلسفه سياسى بوعلى سينا نيز همان حكمت عملى يا عدالت است.
فلسفه سياسى، به معناى حكمت عملى در حوزه تدبير جامعه و سياست مُدن است كه موجب شده برخى پژوهشگران حوزه فلسفه سياسى، فارابى را «مهمترين فيلسوف سياسى تاريخ ايران»[١] معرفى كنند و فلسفه سياسى او را «بحث درباره سعادت انسانى از مجراى فضيلت» بدانند؛ كه «البته اين كار امكانپذير نيست، مگر بهوسيله حكومتى كه در پرتو آن، افعال و سنن فاضله و ملكات و اخلاق در شهرها و ميان مردم رواج يابد. و اين حكومت بايد در علاقمندكردن مردم به حفظ اين ملكات كوشا باشد تا از ميان نروند»[٢].
اين معنا از فلسفه سياسى، هنوز هم در ميان فيلسوفان سياسى، بىطرفدار نيست. برخى از فيلسوفان سياسى معاصر، فلسفه سياسى را در همين راستا تعريف كردهاند. بنابر آنچه از لئواشتراوس[٣] نقل شده است، وى فلسفه سياسى را- تقريباً- بههمين معنا تفسير مىكند:
«تمام اعمال سياسى، ذاتاً جهتى بهسوى معرفت به ماهيت خير مىراند. اگر اين جهتگيرى به سوى معرفت به خير تصحيح شود و اگر انسانها هدف صريح خود را كسب معرفت نسبت به زندگى خوب و جامعه خوب قرار دهند، فلسفه سياسى پديدار مىشود»[٤].
[١] . سيدجواد طباطبائى، درآمدى فلسفى بر تاريخ انديشه سياسى در ايران، ص ١٤.
[٢] . همان، ص ١٥.
[٣] .Leo Strauss .
[٤] . سيد صادق حقيقت، چيستى و گونههاى فلسفه سياسى، نامه مفيد، سال هشتم، شماره بيست و پنجم( به نقل از: فلسفه سياسى چيست، لئواشتراوس، ترجمه فرهنگ رجائى).