فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤٨ - واژه چهارم «ولايت»
(وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ).
و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و آن دسته از مؤمنان را بپذيرند، (پيروزند؛) زيرا حزب خدا پيروزند.
واژه «حِزْبَ الله» در وصف كسانى بهكار رفته كه ولايت مذكور در آيه قبل را پذيرفتهاند و در اين آيه «غلبه»، مخصوص ولايتپذيرفتگان سرسپرده به خدا دانسته شده است كه بالالتزام دلالت بر حصر ولايت در ذات اقدس حق و رسول و آن دسته از مؤمنان مخصوص دارد.
اما مطلب دوم: قرائن متعددى در خود آيه و نيز در برون آن وجود دارد كه همگى دلالت بر اراده معناى مُلك و اختياردارى از واژه «ولى» در آيه مذكور دارند:
١. حصر ولايت در خدا و رسول و مؤمنان مخصوص؛ در حالى كه ساير معانى «ولى» يا ممتنع الصدق بر خداى متعال است (مانند ولى به معناى ابنالعم) و يا آنكه منحصر در ذات خداى متعال و رسول و مؤمنان مخصوص نيست (نظير معناى ناصر، محب و ...) و تنها معنايى از «ولايت» كه مىتواند مخصوص خدا و رسول و مؤمنان خاص باشد، معناى «حكومت و مُلك» است كه در آيات ديگر نيز بر انحصار آن در ذات خدا و منصوبين از سوى او تأكيد شده است.
٢. اضافه «ولى» به ضمير «كُم» كه مراد جمع مسلمين است، قرينه ديگرى بر اراده معناى حكومت و مُلك و رهبرى است؛ آن جمع از مسلمين كه مخاطب آيه كريمه هستند جمعى است كه شامل رسول و آن دسته از مؤمنان خاص كه معطوف بر رسول و خدايند نيست، بلكه مراد عامه مسلمين است.
بنابراين، مؤمنان خاص معطوف بر خدا و رسول در اين آيه دو ويژگى دارند:
١. با خدا و رسول در حكم ولايت بر ساير مؤمنان شريكند؛