فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٣٨ - واژه چهارم «ولايت»
و تعبير «عن غير واحد من أصحابه» ظهور در بيش از دو راوى دارد؛ يعنى سه راوى فمازاد، كه احتمال عدم وثاقت حداقل يك تن از آنان از نظر عقلائى قابل اعتنا نيست.
سند دوم نيز صحيح است؛ زيرا تمام رجال آن همگى ثقاتاند، تنها كسى كه وثاقتش ممكن است مورد ترديد قرار بگيرد، محمدبنبكر نقّاش قمى است كه از او به محمدبنبكران نيز تعبير شده است. نامبرده از مشايخ صدوق است و صدوق بر او ترضى كرده است و در محل خود توضيح دادهايم كه ترضّى صدوق (ره) بيش از توثيق را مىرساند.
در هر صورت، اين روايت از نظر سند محل اشكال نيست و عبارت «ضلالة» در اين روايت كه قيد «راية» آمده است، روايت قبلى، يعنى صحيحه ابوبصير را تقييد مىزند.
افزون بر اين، قرائن فراوانى وجود دارد كه اين قيد را مورد تأييد و تأكيد قرار مىدهند؛ از جمله صحيحه عيص بن القاسم از امام صادق (ع) در مورد زيد بن على (عليهما السلام) كه در ضمن آن آمده است:
«إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ مِنَّا فَانْظُرُوا عَلَى أَيِّ شَيْءٍ تَخْرُجُونَ وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَيْدٌ فَإِنَّ زَيْداً كَانَ عَالِماً وَ كَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَى بِمَا دَعَاكُمْ إِلَيْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لَيَنْقُضَهُ ...
الى آخر الحديث»[١].
هرگاه شخصى از ما شما را به قيام فراخواند بنگريد كه براى چه چيزى قيام مىكنيد، نگوييد زيد قيام كرد، زيرا زيد دانشمندى راستگو بود و شما را براى امامت خود فرانخواند بلكه به امامت «الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (ص)» فراخواند و چنانچه پيروز مىشد
[١] . وسائل الشيعة، ج ١٥، ابواب جهاد العدو، ص ٥٠، باب ١٣، ح ١.