تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٩٠ تا ٢٠٠
پروردگار ايشان و ايشان را بمطالب و مقاصد خود رسانيد و چون استجابت اخص است از اجابت كه متعدى بنفسه است يا بلام از اينجهت ايثار استجاب نمود بر اجاب يعنى حق تعالى بر وجه مرحمت تامه دعاى اهل تقوى را به استجابت اختصاص داد أَنِّي به اين وجه كه من لا أُضِيعُ ضايع نگردانم عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ عمل هيچ عمل كننده را از شما از مجاهد روايت است كه ام سلمه نقلكرده از سيد عالم (ص) پرسيدم كه هر عاملى را اجرى است چگونه است كه حق تعالى در قرآن مردان مهاجر و مجاهد را بمناقب بسيار ياد كرده و زنان مهاجرات را از آن نصيبى ارزانى نفرموده اين آيه آمد كه من عمل هيچ عاملى را از شما ضايع نگردانم مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى از مرد و زن اين بيان عامل است بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ برخى از شما از برخى ديگرند زيرا كه زنان از مردانند و مردان از زنان يا بجهت آنكه ذكور و اناث از اصل واحدند و يا بجهت فرط انصال و انحاد و يا بسبب اجتماع و اتفاق در دين اسلام و اين جمله معترضه براى بيان شركت نسا با رجال در آنچه موعود است براى عمال پس حكم من در جميع شما يكسان است و هر كه از شما عملى كند مزد آن برد بدون اضاعه عمل عاملى از شما چه ذكورة و انوثة را در آن مدخلى نيست و اين متضمن حث است بر مواظبت ادعيه كه در آيات متقدمه است و تنبيه بر اجابت دعا بر طبق مذكور و از ضحاك منقولست كه هيچ فرقى نيست در طاعت و معصيت ميان مردان و زنان پس هر كه از مرد و زن طاعت كند بر قدر عمل خود ثواب يابد بدون تفاوت و اگر معصيت كند عقاب كشد گاهى كه عفو الهى تدارك آن نكند پس فرق بعلم است و عمل لقوله تعالى وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ و إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ و از حضرت رسالت پناه (ص) مروى است كه
الناس كاسنان المشط
مردمان مانند دندانهاى شانهاند بسوية و قوله فَالَّذِينَ هاجَرُوا تا آخر از براى تفصيل اعمال عمال است و آنچه معد است براى ايشان از ثواب بر سبيل تعظيم يعنى پس آنان كه هجرت كردند از بلاد شرك و از ميان اوطان و عشاير كفار خويش بيرون آمدند بجهة عصبيت دينيه بطوع وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ و بيرون كرده شدند از سراها و منزلهاى مألوف خود از روى اضطرار و آنها حضرت رسالت (ص) است و آنان كه مشركان ايشان را از مكه بيرون كردند وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي و رنجانيده شدند در راه طاعت من بسبب ايمان آوردن چون بلال كه او را بضرب و شتم انواع ستم آزار ميرسانيدند و صهيب كه بنهب اموال او را ميرنجانيدند وَ قاتَلُوا و كارزار كردند