تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٥ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
از روى نابايست و كراهت ايشان يعنى حبس ايشان نمائيد بجهة طمع در ميراث شوهران ايشان و يا نگذاريد كه متزوج شوند تا بعد از موت ايشان ميراث ايشان را تصرف كنيد و گويند معنى آنست كه جايز نيست شما را كه باكراه نكاح زنان را بميراث گيريد و نگذاريد كه بشوهر ديگر روند هم چنان كه ميراثرا بحوزه تصرف در آريد و غير را از آن منع كنيد و يا زنان را بميراث گيريد يعنى تصرف كنيد در ايشان بدون عقد نكاح مانند تصرف در ميراث و بنا بر اين تقييد ميراث گرفتن بكره دلالت بر آن نمى كند كه بطوع و رغبت زنان ايشان را ميراث توان گرفت بدون عقد نكاح بجهة آنكه تخصيص شيء بذكر دلالت بر نفى ما عدا نميكند كقوله تعالى وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ چه قتل در وقت عدم خشية هم جايز نيست وَ لا تَعْضُلُوهُنَ و نه آنكه منع كنيد اينزنان را از تزويج اين عطف است بر ترثوا و لا براى تأكيد نفى و اصل عضل تضييق است و يقال عضلت الدجاجة يبيضها و گويند خطاب با ازواج است كه تنگ گيرى ميكردند با زنان تا از سر مهر خود در گذرند و اكثر بر آنند كه مخاطب مردانىاند كه كه زنان را حبس و منع ميكردند از تزويج تا چون بميرند ميراث بايشان رسد نه بشوهران و اولاد زنان و نزد بعضى كلام اول تمام شده بقوله كرها و اين كلام مستأنفست و لا براى نفى و خطاب بازواج يعنى حبس و تنگگيرى مكنيد با زنان خود لِتَذْهَبُوا تا ببريد بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَ برخى را از آنچه دادهايد از مهر إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ مگر آنكه بيابند بِفاحِشَةٍ بكارى زشت كه آن نشوز است و سوء عشرت و عدم تعفف كه در اينصورت جايز است طلب ازو كردن و استثنا از اعم ظرفست و تقدير اينست كه (لا تعضلوهن للافتداء فى وقت الا وقت ان ياتين بفاحشة) يعنى باز مداريد زنان را بجهة واخريدن ايشان خود را از حبس شما باعطاى مهر در هيچ وقتى از اوقات كه اتيان نمايند بفاحشه يا از مفعول له است اى (لا تعضلوهن لعلة الا ان ياتين) يعنى منع نكنيد و تنگگيرى منمائيد بجهت علتى از علل مگر بجهة اتيان نمودن ايشان بخصلت قبيحه مُبَيِّنَةٍ كه روشن كرده شده باشد يعنى ظاهر و آشكارا و حفص و ابن كثير بكسر يا خواندهاند بر صيغه معلوم يعنى فاحشه كه روشن كننده باشد حال ايشان را و در مجمع آورده كه در لا تعضلوهن علما را چهار قولست يكى آنكه حقتعالى زوج را امر كرد بتخليه زوجه هر گاه او را در او حاجتى و رغبتى نباشد و عدم امساك او جهة ضرر رسانيدن بوى تا بسبب آن خود را ببعضى از مال باز خرد و از قيد نكاح او خلاص شود و اينقول ابن عباس است و قتاده و سدى و ضحاك و مروى از ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه دوم مراد وارثست كه حقتعالى نهى او كرده از منع مرأة از تزويج هم چنان كه در زمان جاهليت و اينقول از حسن است سوم آنكه مراد مطلق است يعنى بايد كه