تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٣ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
و راحت بر اهل صلاح و تقوى و انزال مصيبت و محنت بر كفار و عصاة از عادت اللَّه است پس ميفرمايد كه قَدْ خَلَتْ بدرستى كه گذشته مِنْ قَبْلِكُمْ پيش از شما سُنَنٌ واقعها از غم و شادى و راحت و محنت و دولت و نكبت و غنيمت و قتل كه حقتعالى جارى ساخته آن را در ميان امم سابقه بر وفق استحقاق ايشان و گويند خطاب با منهزمان روز احد است يعنى نكبتى كه بشما رسيد در روز احد بجهت آن بود كه مخالفت كرديد امر خدا و رسول را هم چنان كه بجهت مخالفت و عصيان و عدم اطاعت پيغمبران مانند اين وقايع بلكه اعظم از آن در ميان امم سالفه واقع شده و نزد بعضى مراد بسنن اهل سنناند بحذف مضاف بمعنى شرايع يعنى گذشتند اهل شريعتها كه هر فرقه امت پيغمبرى بودند و مامور بودند بآنكه متدين باشند بشريعه و سنت و اكثر تكذيب پيغمبر خود كردند و بعقوبت گرفتار شدهاند و گفتهاند در كلام مضاف محذوف نيست بلكه سنن بمعنى امم است چه سنت بمعنى امت در كلام عرب واقع شده كقول (المفضل ما عاين الناس من فضل كفضلكم و لا راوا مثلكم فى سالف ير السنن) و نزد ابن زيد سنن بمعنى امثال است يعنى امثال شما قبل از شما گذشتهاند و كلبى برين وجه تفسير كرده كه (قد مضت لكل امة سنت و منهاج اذا اتبعوها رضى اللَّه عنهم) يعنى بتحقيق كه گذشته براى هر امتى طريقه و راهى كه چون پيروى آن كنند حق تعالى از ايشان خوشنود شود ايشان تبعيت نكرده بسخط الهى و عقوبت ربانى گرفتار شدند فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ پس سير كنيد و برويد در زمين و ببينيد بلاد عاد و ديار ثمود و قراى قوم لوط كه بجهة تكذيب و طغيان و عناد و عصيان ايشان را چگونه مستأصل ساختهايم و ديارهاى ايشان را زير و زبر گردانيدهايم فَانْظُروا پس بنگريد بنظر عبرت بآثار هلاك شدگان بسبب نافرمانى كَيْفَ كانَ چگونه بوده است عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ سرانجام كار تكذيب كنندگان پيغمبران و انكار نمايندگان بعث و نشور و عقاب و ثواب و خاتمه كار ايشان تا متعظ شويد از اين و باز ايستيد از آنچه ايشان كردند و سلوك ننمائيد در طريق تكذيب و انكار هم چنان كه عذاب بر امم سابقه واقع شد بجهة تكذيب عصيان بر شما فرو نيايد هذا اشاره است بقوله قد خلت يا بمفهوم فانظروا يعنى آنچه گذشته از سنن و وقايع بر امم سابقه و نظر در عواقب امور ايشان بَيانٌ دليلى روشن است لِلنَّاسِ براى مردمان يعنى مكذبان از زمان حضرت رسالت (ص) و حث ايشان بر عبرت گرفتن بآن چه معاينه مىبينند از آثار هلاك مكذبان امم سابقه و يا مشار اليه امر متقيان و تائبان است يعنى آنچه مذكور شد از بيان حال و مآل متقيان و تائبان بيانى است براى همه مردمان و بنا بر اين قوله قَدْ خَلَتْ جمله معترضه است براى بعث او نشور بر ايمان و توبه و در معالم و در بعضى ديگر از تفاسير مذكور است