تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢١ - سوره النساء(٤) آيات ١ تا ٩
فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللَّاتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَ وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا الى آخر از قيس بن حارث روايت است كه پيش از نزول اين آيه هشت زن داشتم چون اين آيه فرود آمد عرض كردم يا رسول اللَّه (ص) من هشت زن دارم چگونه كنم فرمود كه چهار را نگاه دار و چهار را رها كن من بخانه آمدم و يك يك نزد خود طلبيدم چهار تا از ايشان كه فرزند از آنها داشتم اختيار كردم و باقى را گذاشتم و گويند از ولايت يتامى متحرج ميشدند و از زنان تحرج نمىنمودند حق تعالى فرمود كه اگر خوف تحرج داريد و عدم عدالت در شان يتامى پس از زنان نيز خايف شويد و نكاح عددى كنيد كه بر شما حلالست و تعبير نسوة بما باعتبار صفت ايشان است و يا نظر باجراى ايشان در مجراى غير عقلاء بجهت نقصان عقول ايشان و نظير اين است أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ و بدانكه هر يك از مثنى و ثلاث و رباع معدولند از اعداد مكرره كه آن ثنتين ثنتين است و ثلث ثلث و اربع اربع و غير متصرفند بعدل و وصف چه آنها موضوعاند بر صفت و اگر چه اصول ايشان مبنى بر صفت نيست و نصب آنها بر حاليت است از فاعل طاب و مراد از آن اذنست مر جميع ناكحين را كه اراده جمع داشته باشند از عدد مذكور خواه متفق باشند يا مختلف كقولك اقتسموا هذه البدرة در همين در همين و ثلاثة ثلاثة و اين معنى مستفاد نميشود مگر از تكرير مثنى و ثلث و رباع چه اگر بطريق افراد واقع ميشد كه آن ثنتين و ثلاث و اربع است معنى آن تجويز جمع ميبود ميان اين اعداد نه توزيع كه مقصود است و ذكر واو بدون او بجهة رفع توهم معنى مقصود است چه اگر او واقع ميشد دال بر اين معنى مىبود كه جايز نيست مر همه ناكحين را الا احد انواع اين قسمت و روا نيست مر ايشان را كه جمع كنند ميان اعداد به اين وجه كه بعضى نكاح دو كنند و بعضى سه و بعضى چهار و حال آنكه معنى مراد اين است نه اول و مزيت بيان اين بعد از اين مذكور خواهد شد از قول صاحب كنز عرفان انشاء اللَّه فَإِنْ خِفْتُمْ پس اگر ترسيد أَلَّا تَعْدِلُوا آنكه عدل نتوانيد كرد ميان اينزنان فَواحِدَةً پس اختيار كنيد يا بنكاح در آوريد يك زنرا و بگذاريد جمع كردن ميان ايشان أَوْ ما مَلَكَتْ يا سريه بگيريد آن چيزى را كه مالك آن است أَيْمانُكُمْ دستهاى شما مراد او ما ملكت انفسكم است يعنى تصرف شما در آن بملكيت باشد و ذكر ايمان در مقام انفس جهة آنست كه اكثر و اغلب امور بدستهاى راست مىكنند مراد تسويه است ميان واحده از ازواج و ميان عددى از سرارى و يا بجهة خفت مؤنت ايشان و عدم وجوب قسم ميان ايشان ذلِكَ اين تقليل ازواج يا اختيار واحده و يا تسرى أَدْنى نزديكتر است أَلَّا تَعُولُوا بآنكه ميل ننمائيد و انحراف