تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٦ - سوره آل عمران(٣) آيات ٩٠ تا ٩٩
فرستاد كه إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بدرستى كه آنان كه كافر شدند بخدا و رسول بَعْدَ إِيمانِهِمْ پس از گرويدن ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً پس زياده كردند كفر را بر كفر بگفتار نتربص بمحمد (ص) ريب المنون و گويند مراد يهودند كه بعيسى و انجيل نگرويدند بعد از ايمان بموسى و تورية و بعد از آن زياده كردند كفر را بمحمد (ص) و يا قرآن و يا مراد جميع اهل كتابند كه كافر شدند بمحمد (ص) بعد از آنكه گرويده بودند باو قبل از مبعث او و بعد از آن زياد كردند كفر را باضرار و عناد و طعن درو و صدا از ايمان و نقض ميثاق لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ هرگز پذيرفته نشود توبه ايشان وَ أُولئِكَ و آن گروه كه بر كفر اقامه ورزندگانند هُمُ الضَّالُّونَ ايشانند گمراهان از طريق هدايت و ثابت بر ضلالت يا هلاك شدگانند در باديه غوايت و عدم قبول توبه ايشان بجهت آنست كه آن توبه در وقت اشراف ايشان است بر هلاك كه وقت الجا و و اضطرار است و قبول توبه در حين اختيار است پس عدم توبه ايشان را كنايه فرموده بعدم قبول آن و يا آنكه توبه ايشان نيست مگر از روى نفاق نه بجهت ارتداد و زيادتى كفر ايشان و لهذا فا در آن داخل نشده كه دال است بر تسبب إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بدرستى كه آنان كه كافر شدند وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ و مردند در حالتى كه كافر بودند يعنى بر كفر مردند فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ پس قبول كرده نشود از هيچ كس از ايشان (ملاء الارض ذهب) پرى زمين از روى زر وَ لَوِ افْتَدى بِهِ و اگر چه فدا دهد همه آن را يعنى اگر كافران بر فرض محال آن مقدار زر كه سطح زمين را از مشرق تا مغرب مملو سازد فديه دهند تا از عذاب دوزخ باز رهند از ايشان مقبول نخواهد بود اين تغليظ است در شان ايشان و ابراز حال ايشان در صورت حال آيسين از رحمت و چون موت بر حالت كفر سبب امتناع قبول فديه است از اين جهت اينجا فا در آن داخل شده بجهت اشعار باين (و ملاء الشيء ما يملأ) است و ذهبا منصوب است بر تمييز و قوله و لو افتدى به محمولست بر معنى كانه قيل (فلن يقبل من احدهم فدية و لو افتدى بملإ الارض ذهبا) يا معطوفست بر مضمر تقدير اينكه (فلن يقبل من احدهم ملاء الارض ذهبا لو تقرب به فى الدنيا و لو افتدى به من العذاب فى الآخرة لن يقبل) و يا مراد اينست كه (و لو افتدى بمثله) كقوله (و ان للذين ظلموا ما فى الارض جميعا و مثله معه) و حذف مثل در كلام شايع است كقولك (ضربته ضرب زيد اى مثل ضربه) و اين بجهت آنست كه احد مثلين در مسد ديگرى واقع ميشود پس هر دو در حكم واحد باشد أُولئِكَ آن گروه كه كافر ميرند لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ مر