تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٠ تا ١٩
(لا تظلمنا و لا تجر علينا) زيرا كه اين متضمن تسخط است از سائل بجهت استعمال اين در حق كسى كه عادت او جور و ظلم باشد حاصل كه راسخان فى العلم كسانىاند كه ميگويند خداوند ازاغه قلوب ما مكن بعد از هدايت تو ما را وَ هَبْ لَنا و ببخش ما را مِنْ لَدُنْكَ از نزد خود رَحْمَةً بخششى يعنى لطفى كه بواسطه آن مرتبه زلفى و درجه قربى نزد تو حاصل كرده بفوز و سعادت مستسعد گرديم و توفيقى بر ثبات و استقامت در دين كه آن رحمت محض و محض رحمتست تا از شك و شبهه متخلص شده بدين قويم و صراط مستقيم تو متيقن گرديم و به هيچ وجه شايبه اعوجاج بآن متطرق نگردد چه ثبات بر ايمان نيست مگر بلطف و توفيق تو هم چنان كه ابتداء آن باينست إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ بدرستى كه تويى بخشنده هر مسئولى رَبَّنا اى پروردگار ما إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ بدرستى كه تو فراهم آورنده مردمانى بعد از موت ايشان لِيَوْمٍ براى حساب و جزاى روزى كه لا رَيْبَ فِيهِ هيچ شكى نيست ما را در وقوع آن و آنچه در اوست از حشر و نشر و جزا چه بجهت وضوح در موضع ريب و شك نيست مدعاى از اين دعا تنبيه ايشانست كه معظم غرض ايشان از طلب محكم و متشابه آن چيزيست كه متعلق بآخرتست چه آن مقصد اقصى و مطلب اعلى است و مرجع مآل همه عقلا و سفها إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ خلاف نكند وعده كه در بعث و نشر و حساب و جزا فرموده جهت آنكه الهيت منافى خلف وعده است كقولك (ان الجواد لا يخيب سائله) و التفات از خطاب بغيبة بجهت اشعار است باين و تعظيم موعود
و بعد از آن در بيان حال كفار كه قلوب ايشان منحرف شده از منهج ثواب ميفرمايد كه إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بتحقيق كه آنان كه كافر شدند مراد همه كفارند و با وفد نجران و يا يهود قريظه و نظير و يا كفار قريش كه حضرت رسالت (ص) را سرزنش ميكردند كه درويش است و هيچ پسرى ندارد و خود بكثرت اموال و اولاد مفاخرت مينمودند لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ هرگز دفع نكند و باز ندارد ايشان را أَمْوالُهُمْ مالهاى ايشان كه بدان مينازند وَ لا أَوْلادُهُمْ و نه فرزندان ايشان كه بوجود آنها علم مباهاة و مفاخرة ميافرازند مِنَ اللَّهِ از عذاب خدا شَيْئاً هيچ چيزى نه در دنيا اگر بمحنت و بليت گرفتار گردند و نه در آخرت كه ايشان را بسوى مضيق جهنم رانند و يا اموال و اولاد ايشان را غنى و بى نياز نگرداند از رحمة و طاعت او بر معنى بدليه كقوله إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً يعنى بجاى رحمت يا طاعت مال و ولد نفع بايشان نرساند هم چنان كه رحمت