تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٠ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
شيعيان خود را ميدانستند تا روز قيامت و بر همه اسامى ايشان و اباء ايشان اطلاع داشتند بواسطه اخبار پيغمبر (ص) بود ايشان را چه ايشان مخزن علوم نبويه بودند و كتابى كه متضمن جميع حوادث و وقايع است تا روز قيامت نزد ايشان بود و بطريق ارث از پيغمبر (ص) بفاطمه (ع) رسيده بود و از او بايشان (صلوات اللَّه عليهم) رسيده چنانچه باحاديث صحيحه ثابت شده و در آيه دلالت است بر آنكه بنده با ايمان و تقوى مستحق ثواب ميشود خلاف مر كسانى را كه قائلند بآنكه ثواب محض تفضل است
و بدانكه اهل نفاق هم چنان كه از جهاد امتناع ميكردند و در آن تعلل مىنمودند و معذرت غير مقبول ميگفتند در انفاق حقوق ماليه مانند زكاة و خمس و غيره نيز اطاعت نميكردند از اين جهت حق سبحانه در عقب آن فرمود كه وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ و نپندارند آنان كه از روى دنائت همت يَبْخَلُونَ بخل مىكنند بِما آتاهُمُ اللَّهُ بآنچه حقتعالى ايشان را داده است يعنى اموال دنيويه مِنْ فَضْلِهِ از فضل و كرم خود هُوَ خَيْراً لَهُمْ كه آن بخل بهتر باشد مر ايشان را و غير نافع و ابن كثير و ابو عمرو و كسايى بخطاب ميخوانند يعنى مپندار آنان را كه بخيلى ميكنند كه بخل ايشان را بهتر باشد و بنا بر قراءة اول مفعول اول تحسبن محذوف است و هو ضمير فصل است و محلى از اعراب ندارد و تقدير اينست كه (و لا يحسبن لبخلاء بخلهم هو خير لهم) يعنى بايد كه نپندارند بخيلان كه بخل ايشان بهتر باشد مر ايشان را بل نه چنين است بلكه هُوَ آن بخل شَرٌّ لَهُمْ بدتر است مر ايشان را هم در دنيا بذهاب بركت از اموال و هم در آخرت باستحقاق شدايد اهوال سَيُطَوَّقُونَ جمله مستانفه است براى بيان شريت بخل يعنى زود باشد كه در گردن طوق كرده شوند ما بَخِلُوا بِهِ آنچه بخل كردند بآن از مالها و زكاة و ساير حقوق واجبه از آن اخراج نكردند و اين فضيحت ايشان را واقع باشد يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز چنان كه در حديث آمده كه هر كرا حق سبحانه مالى عطا فرموده و آن كس از روى بخل زكاة آن ادا ننموده تمثيل و تصوير كنند روز قيامت مال او را بصورت مارى بزرگ كه از بسيارى زهر و حدت او موى بر سر او نمانده باشد و دو نقطه سياه بر زبر چشمهاى وى آشكارا بود و چنين حيه خبيثترين حيا است پس آن مار بيايد و طوق كردن او شده هر دو كناره روى وى و دهن او را بگيرد و زبان تقريع و توبيخ گشاده گويد (انا مالك انا كنزك) من آن مال توام كه در دنيا بدان لاف مبالات ميزدى و گنج توام كه بسبب آن طرح مفاخرت بر اقران مىافكندى و نعم ما قيل
|
گنج را از دل برون كن مال را بفكن ز چشم |
مال تو ماراست در معنى و گنجت اژدها است |
|