تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
پس اولى آنست كه آن بعنوان شهادة باشد كه متضمن رضاى او سبحانه است و وسيله رسيدن بغايت مراتب رفيعه و نهايت درجات سميه و لهذا حضرت سيد الشهدا امام حسين بن على بن ابى طالب (ع) فرمودهاند كه
فان يكن الا بدان للموت انشئت* فقتل امرء فى اللَّه بالسيف افضل
اگر گويند چگونه حقتعالى مغفرت و رحمت خود را كه در مرتبه علياست معادله فرمود بحطام دنيا كه در غايت پستى است و نهايت دنائت و هيچكس نمىگويد كه (الدرة خير من البعرة) جواب آنست كه مردمان چون كه ايثار دنيا ميكنند بر آخرت تا آنكه ترك جهاد ميكنند در راه خدا بجهت استكثار دنيا و ايثار مكث در آن پس باين اعتبار جايز باشد كه دنيا مفضل عليه مغفرت و رحمت واقع شود عرفا گفته كه اگر مرگ دريابد شما را اى مخالفت كنندگان با نفس و هوا يا شهيد گرديد بتيغ رياضت در طريق طلب رضا پس شما را حشر با آن كسى خواهد بود كه جان و دل در راه او بذل كردهايد نه بغير او و از اين جا گفتهاند كه (اذا كان المصير الى اللَّه طالب المسير الى اللَّه) بعد از آن بيان خلق عظيم سيد انام (ص) ميفرمايد و ذكر مساهله او با اصحاب گرام و تجاوز او از آنچه از ايشان صادر شد از مخالفت امر او در حفظ شعب ميفرمايد كه فَبِما رَحْمَةٍ پس ببخشايشى كه ترا رسيد مِنَ اللَّهِ از حقتعالى لِنْتَ لَهُمْ نرم گشتى براى منهزمان احد ما مزيده است از براى تاكيد دلالت بر آنكه لين آن حضرت براى اهل انهزام نبود مگر بسبب رحمتى از او سبحانه و او ربط قلب او بود از عروض غيظ و غضب و توفيق او در رفق تا بمرتبه كه از مخالفت ايشان براى ايشان غمگين شد و بر انهزام ايشان اندوهگين گشت حاصل كه بعد از مراجعت اهل هزيمة تغليظ و تشديد نفرمود بلكه مراسم دل جويى و لوازم خوشخويى نسبة بآن جماعت رعايت نمود حق سبحانه در حق او فرمود كه اى محمد (ص) تو نرم سخنى و نيكو خويى برحمت من وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا و اگر مىبودى تو درشت خوى سختگوى جافى غَلِيظَ الْقَلْبِ سخت دل و نامهربان لَانْفَضُّوا هر آينه پراكنده شدندى اصحاب تو مِنْ حَوْلِكَ از گرداگرد تو و با تو نيارميدندى چون حال چنين است فَاعْفُ عَنْهُمْ پس در گذر از ايشان يعنى از تقصيرى كه در خدمت تو كردهاند و خلاف امر تو نمودهاند وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ و آمرزش طلب از من براى ايشان از اهمالى كه بر اداى حقوق و اوامر من ميورزيدند وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ و مشورت نما با ايشان در كارى كه از حق سبحانه حكمى جزم صادر نشده يعنى در امور دنيويه چون مكايد حرب و كيفيت لقوى عدو و غير آن كلبى گفته كه مشاورت مخصوص است بامور محاربه با كفار زيرا كه كلام در آنست و اول كه قول ابن عباس است اصح است و اگر چه آن حضرت در تدبير وجوه و اصابت