تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
پس از آنكه نمود خدا شما را ما تُحِبُّونَ آنچه دوست ميداشتيد از نصرت و غنيمت و انهزام عدو و جوابه اذا محذوفست كه ان ام تحنكم است يعنى چون بد دل شديد و مخالفت ورزيديد پس از ظهور نصرت حق تعالى ابتلا و امتحان كرد شما را بانقلاب نصرت مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا از شما كس هست كه خواهد دنيا را يعنى غنيمت و نام بلند و آن طايفه بودند كه پا از مركز امر و دايره فرمان بيرون نهاده بر غارت و اخذ غنيمت اقبال نمودند وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ و از شما كس هست كه خواهد رستگارى آخرت را و سعادت شهادت را و اينها گروهى بودند كه محافظت امر رسول كرده بر مركز ثبات قدم ورزيدند تا وقتى كه شربت شهادت چشيدند و از ابن مسعود مرويست كه ما نميدانستيم كه بعضى از اصحاب رسول (ص) مريد دنيا باشد مگر بعد از نزول اين آيه ثُمَّ صَرَفَكُمْ پس بازداشت شما را خدا و بگردانيد روى شما را عَنْهُمْ از قتل كافران بعد از غلبه شما بريشان لِيَبْتَلِيَكُمْ تا بيازمايد شما را بر مصايب و امتحان نمايد شما را بر ايمان نزد آن نوايب يعنى با شما معامله از مايندگان كند تا عيار نقد صبر شما بر محك يقين آشكارا گردد بر اهل عالم و حق تعالى بشامت مخالفت اصحاب رفع نصرت كرد از ايشان و آنها را با خودشان باز گذاشت پس منهزم شدند وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ و بدرستى كه عفو كرد و در گذرانيد از شما يعنى از سر شما درگذشت و نگذاشت كه بشومى مخالفت شما همه كشته شويد و مستأصل گرديد بجهة تفضل او بر شما و علم او بندامت شما بر آن مخالفت وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ و خداى تعالى خداوند فضل و رحمت است بر گرويدگان پس تفضل مينمايد بر شما بعفو بعد از ندامت شما بر مخالفة و يا در همه احوال متفضل است بر شما خواه در وقت دولت شما و خواه در وقت نبت چه ابتلا نيز رحمة است از جانب او بر شما زيرا كه شدت كلفت متضمن مزيت مثوبت است پس بيان احوال انهزام اصحاب ميفرمايد كه إِذْ تُصْعِدُونَ متعلق است بصرفكم يا به ليبتليكم و اصعاد بمعنى اذهاب و ابعاد است در ارض يقال (اصعدنا من مكة الى مدينة) يعنى حق تعالى روى شما را برگردانيد از كشتن كفار يا با شما معامله از مايندگان كرد آن هنگام كه دور ميرفتيد از معركه كارزار بهزيمت و يا متعلقست باذكروا يعنى ياد كنيد وقتى را كه دور ميرفتيد وَ لا تَلْوُونَ و توجه و التفات نميكرديد عَلى أَحَدٍ بر هيچكس از مردمان اشتقاق تلون ازلى است بمعنى صرف و عدم توجه و اعراض يقال (لويت الحبل فتلته و لوى الرجل راسه و الوى براسه امال و اعرض) يعنى رجوع نميكردند و التفات نمينمودند به