تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
بشرى مثل آن نگذشته و حقتعالى فرمايد كه من خليفه اويم بر اهل و عيالش هر كه رضاى ايشان جويد رضاى من جسته و هر كه ايشان را بخشم آورد مرا بخشم آورده و او سبحانه روح او را در حوصله مرغ سبز وضع فرمايد تا در بهشت ميپرد بهر جايى كه خواهد و از ميوهها و شربتهاى بهشت ميخورد و مأواى شهداء در قناديل زرين باشد از زير عرش آويخته و هر مردى را از ايشان هفتاد غرفه بدهد از غرف فردوس از غرفه تا غرفه چندان باشد كه از ما بين صنعا و شام و نور آن غرفه بر وجهى درخشان و تابان باشد كه ما بين مشرق و مغرب از آن پر شود و بر هر غرفه از آن هفتاد در باشد و بر هر درى هفتاد مصرع باشد از طلا و بر هر درى پردهاى از طلا آويخته و در هر غرفه هفتاد خيمه و در هر خيمه هفتاد سرير از طلا قوايم آن از طلا و زبرجد نوصول به زمرد بر هر سريرى هفتاد بستر غلظ هر بسترى چهل گز بر هر فراشى حور العين عرب و اتراب نشسته كه زوجه او باشد آن جوان گفت يا امير المؤمنين عرب و اتراب بچه معنى است فرمود
الغنجات الرضيات الشهياة
يعنى زنان با غنج و دلال و ناز و كرشمه و پسنديده و مطبوع طبع و محبوب نفس هر يكى را هفتاد هزار كنيز باشد و هفتاد هزار غلام با روىهاى چون ماه و تاجها از زر و لؤلو بر گردنها و منديلها فرو گذاشته و بر دوش افكنده و كوزهها و ابريقها بدست گرفته بخدايى كه جان محمد (ص) در قبضه اقتدار اوست كه شهدا در قيامت بكوكبه و عظمت هر چه تمامتر بعرصات درآيند بر وجهى كه اگر پيغمبران در راه بايشان رسند همه از براى ايشان پياده شوند پس بيايند و بر سر راز درو از جواهر بنشينند و هر يك از ايشان هفتاد هزار كس را از اهل بيت و همسايههاى خود شفاعت كنند تا آنكه در همسايه او با يكديگر خصومت كنند و هر يكى گويند من اولىام بشفاعت او زيرا كه اقربم بجوار او پس شهدا با من و با ابراهيم بر مائده خلد نشينند و خداى تعالى برحمة بايشان بنگرد و ايشان بكرامت او سبحانه مينگرند بامداد و شبانگاه و در انوار آورده كه آيه دليل است بر آنكه انسان غير هيكل محسوس است بلكه جوهريست مدرك لذاته كه فانى نميشود بخرابشدن بدن و ادراك تالم و التذاذ او موقوف ببدن نيست و مويد اينست قوله فى آل فرعون النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا و در روايت ابن عباس از پيغمبر (ص) كه
ارواح الشهداء فى اجواف طير خضر ترد أنهار الجنة و تاكل من ثمارها و تاوى فى قناديل معلقة فى ظل العرش
نافى آنست و ترجمه اين حديث مذكور شد و كسانى كه منكر اينند و زعم ايشان آنست كه روح عرض است و تنعم او بر وجه استبداد و استقلال محال است ميگويند مضمون أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ الى آخر در روز قيامت واقع شود و وصف ايشان بان در زمان حال بجهت تحقق وقوع است و دنو آن و يا مراد احياء است بذكر يعنى ذكر جميل ايشان در صفحه روزگار باقيست و يا بايمان يعنى زندهاند بايمان و اصح آنست كه ايشان بعد از شهادت زندگانند و مرزوق ميشوند هم چنان