تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
اهتدا سلوك نموده فايز و ناجى گشتند و بعد از ذكر تعداد نعمت رسالت بر ايشان باز سر رشته كلام را بذكر جهاد كشيده ميفرمايد كه أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ همزه براى تقرير و تقريع است و واو عاطف جمله بر ما سبق كه آن جمله قصه احد بود و يا بر معطوف عليه محذوف مثل (أ فعلتم كذا) و لما ظرفست مضاف باصابتكم او حين اصابتكم يعنى مخالفت رسول كرديد هنگامى كه رسيد بشما مُصِيبَةٌ بليتى و نكبتى از هزيمت و قتل و جراحت از اعادى قَدْ أَصَبْتُمْ حال آنكه رسيده بودند مِثْلَيْها بدو چندان از ايشان يعنى يافته بوديد از كافران دو برابر اين بليت چه ايشان در احد هفتاد تن را از شما كشتند و شما در بدر هفتاد تن از ايشان كشته بوديد و هفتاد تن را سير كرده و بروايتى صد و چهل كس را كشته بوديد و با وجود اين قُلْتُمْ گفتيد از روى جزع و اضطراب كه أَنَّى هذا از كجا است اين يعنى از چه جهة بما رسيد و حال آنكه ما مسلمانيم و پيغمبر خدا در ميان ماست و او وعده نصرت ما داده بود قُلْ بگو اى محمد (ص) در جواب ايشان هُوَ آنچه شما را پيش آمد مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ از نزد شما است يعنى شامت نافرمانى كه كرديد در حفظ ثغر و ترك آن نموديد و روى بطلب غنيمة آورديد چه وعده نصرت مشروط بود بثبات قدم و مطاوعت و يا بجهة عدم مطاوعت شما و مخالفت با پيغمبر خدا در خروج از مدينه كه آن حضرت شما را گفت كه متحصن شويد در مدينه و بيرون مرويد شما گفتيد ما در جاهليت با آنكه مشرك و كافر بوديم چون دشمن متوجه ما ميشد ما از مدينه بيرون ميرفتيم و با ايشان كارزار مى كرديم و اكنون كه مسلمان شدهايم و خدا ترا به پيغمبرى بما فرستاده چرا بيرون نرويم و بر سر دشمن نتازيم پس فرمان نبرده بيرون رفتيد و مغلوب گشتيد و اين قول قتاده و ربيع است و يا بجهة آنكه اخلاف امر پيغمبر خود كرديد در روز بدر كه شما را ميگفت كه كفار را بكشيد و اسير مكنيد و فدا از ايشاى مگيريد كه حكم الهى درباره ايشان قتل است نه اسر و فديه و شما گفتيد كه ما فديه از ايشان ميگيريم تا منقفع شويم و موجب توسعه رزق ما شود پس بسبب اين مخالفت اين شكست در اين غزوه بر ما واقع شد و اينقول امير المؤمنين (ع) است و عبيده و سلمان و مروى از امام محمد باقر (ع) إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر هر چيز از فتح و غنيمت و قتل و هزيمت و غير آن قَدِيرٌ توانا است پس قادر بود بر آنكه نصرت شما دهد اما بجهة مخالفت شما از آن محروم گشتيد و يا آنكه توانا بود كه شما را از ضرر كفار منع كردى به قهر و اجبار و اما اين