تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
فرستادگان ويند بحق پس حق سبحانه فرمود كه حكم كنم برين طوايف در روز قيامت بر اين تفصيل كه فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا پس اما آنان كه كافر شدند يعنى يهود و نصارى و ايات و نعم مرا جحود كردند فَأُعَذِّبُهُمْ پس عذاب كنم ايشان را عَذاباً شَدِيداً عذابى سخت فِي الدُّنْيا در اين سراى بقتل و سبى و بلزوم جزيه و خوارى وَ الْآخِرَةِ و در آن سراى بانواع عقوبات و خلود در دوزخ وَ ما لَهُمْ و نيست مر اين كافران را مِنْ ناصِرِينَ نصرت دهندگان در منع عذاب از ايشان وَ أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا و اما آنان كه ايمان آوردند يعنى محمد (ص) و امت او وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كارهاى شايسته فَيُوَفِّيهِمْ پس تمام بدهيم ايشان را و حفص يوفيهم خوانده يعنى خدا بدهد بر وجه كمال أُجُورَهُمْ مزدهاى ايشان را در دنيا به نيك نامى و عزت و ارجمندى و در عقبى بدرجه سامى و دل كامى وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ و خدا دوست نميدارد ستمكاران را اين كلام براى تقرير قول مذكور است و در اين آيات دلالت است بر بطلان قول كسى كه ميگويد جزا بجهت عمل نيست و بر بطلان مذهب اهل جبر و اهل احباط چه حقتعالى وعده فرموده بتوفيه اجر كه ثواب كامل است و توفيه منافى احباط است ذلِكَ اين كلام كه مذكور شد در قصه عيسى و غير او نَتْلُوهُ عَلَيْكَ ميخوانيم آن را بر تو مِنَ الْآياتِ در حالتى كه آن از جمله علامات نبوتست و دلالت رسالت و ميتواند بود كه اين جار و مجرور خبر ذلك باشد و نتلوه حال باشد از ذلك زيرا كه بمعنى اشاره است يعنى قصه عيسى و غير او در حالتى كه ميخوانيم آن را بر تو از آيات داله بر نبوت و رسالت تست يا اينكه خبر باشد و يا ذلك منصوب المحل است بر شرط تفسير و من الآيات در معنى حال يعنى قصه عيسى را ميخوانيم بر تو در حالتى كه از آيات صريحه است بر نبوت وَ الذِّكْرِ الْحَكِيمِ و از ياد كرد نيست مشتمل بر حكم و يا محكم كه ممنوع است از تطرق خلل بآن مراد قرآن است يا لوح محفوظ آوردهاند كه بعد از بيان قصه عيسى نصاراى نجران زبان اعتراض گشوده گفتند اى محمد (ص) تو چرا عيسى را دشنام ميدهى و نام بندگى برو مينهى اين از تو پسنديده نيست سيد عالم (ص) فرمود كه
عياذا باللَّه
كه نام عبد اللَّه مر عيسى را دشنام باشد او بنده است فرستاده خدا و (كلمة القيها الى العذراء البتول) آتش غضب كه عاقب و سيد رؤساى وفد نجران بودند بر افروخته گفتند هل رايت ولدا من غير ذكر هرگز ديده و شنيده كه فرزند بى پدر مخلوق گردد حقتعالى اين آيه فرستاد كه إِنَّ مَثَلَ عِيسى بدرستى كه صفت عيسى و شان غريب و عجيب او عِنْدَ اللَّهِ نزد خدا يعنى در قدرت