تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٣ - سوره آل عمران(٣) آيات ٧٠ تا ٧٩
و حجج و براهيم و معجزات چون فلق دريا و من و سلوى و غير آن و يا اظهار ايمان مكنيد بآنكه داده شده است احدى را مثل آنچه بشما دادهاند مگر باشياع و اتباع خود يعنى آن را باهل اسلام مگوييد تا موجب زيادتى ثبات ايشان نگردد در ايمان بمحمد (ص) و بمشركان نيز مگوييد تا داعى ايشان نشود در اسلام و يا متعلق ان يؤتى محذوفست و تقدير اينكه (لان يؤتى احد مثل ما اوتيتم قلتم ذلك و دبرتموه لا لشيء اخر) يعنى بجهة حسد و بغى شما بآنكه داده شده است باحدى مانند آنچه بشما دادهاند نه بجهة چيزى ديگر تدبير كرديد و گفتند با يكديگر كه آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ و قوله أَوْ يُحاجُّوكُمْ عطفست بر يوئى بر وجوه ثلاثه يعنى اعتراف مكنيد بتصديق خود مر مرغيرا اتباع خود را بآنكه مسلمانان مخاصمه كنند با شما عِنْدَ رَبِّكُمْ نزد پروردگار خود تا اهل اسلام را بر شما حجت نباشد و يا به هيچ كس اظهار ايمان مكنيد بآنكه مسلمانان مخاصمه نمايند نزد خداى خود مگر باشياع و اتباع خود و يا از روى حسد بآنكه مسلمانان مخاصمه خواهند كرد نزد آفريدگار خود قول مذكور را گفتند و بر تقادير ثلاثه مرجع ضمير در يحاجو احد است كه در معنى جمع است زيرا كه مراد بآن غير اتباع ايشانست پس بجهة رد و ابطال قول يهود ميفرمايد كه قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بگو اى محمد (ص) بدرستى كه افزونى در علم و حكمت و يا برترى و افزونى بِيَدِ اللَّهِ بدست قدرت حقتعالى است يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ ميدهد آن را بهر كه ميخواهد وَ اللَّهُ واسِعٌ و خداى بسيار رحمت است عَلِيمٌ دانا باستحقاق در اعطاء فضل يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ خاص ميگرداند برحمت خود كه بموتست و يا اسلام و يا قران مَنْ يَشاءُ هر كه را ميخواهد و ميداند كه استحقاق آن دارد وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ و خدا خداوند فضل بزرگ است بر مؤمنان در اين آيات معجزه باهرهايست مر پيغمبر ما را (ص) و اخبار از سراير قوم كه بغير علام الغيوب علم بآن ندارد و دفع مكائد ايشان و لطف مر مؤمنان را در ثبات ايشان در عقايد خود و نيز متضمن اينست كه نبوة و امامت متعلق است بمشيت او سبحانه نه باراده بندگان از ابن عباس مرويست كه مردى هزار و دويست اوقيه طلا را نزد عبد اللَّه بن سلام بوديعه نهاد عبد اللَّه همه آن را باو رد كرد و اصلا در او خيانت نكرد و شخصى ديگر نزد فنحاص بن عازورا يك دينار بوديعه بگذاشت او در او خيانت كرد و منكر آن شد حق سبحانه بيان حال هر دو نمود در اين آيه كه وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ و از اهل كتاب مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ كسى باشد كه اگر امين سازى