تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
غير مصر يعنى آنان كه از روى متابعت هواى نفس إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً چون بكنند كارى ناشايست تانيث باعتبار وحدتست و موصوف محذوف و فحش ابلغ از قبح است و موصوف محذوف اى (فعلة بالغة فى القبح) يعنى فعلى را كه در نهايت قبح است و آن زناست أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ يا ستم كنند بر نفسهاى خود بمباشرت ساير معاصى ديگر در مجمع آورده كه علما را در فاحشه و ظلم نفس اختلافست نزد سدى و جابر آنست كه فاحشه زنا است و ظلم نفس معاصى ديگر و از قاضى عبد الجبار بن احمد همدانى نقل كرده كه فاحشه كباير است و ظلم نفس صغاير و على بن عيسى گفته كه فاحشه اسم هر معصيتيست ظاهر و باطن الا آن است كه اكثر استعمال آن در كبيره است و نزد بعضى ديگر فاحشه كردار ناپسنديده است و ظلم گفتار ناستوده و بقول جمعى ديگر فاحشه ظلم و زنا است و آنچه ما دون آن است از مقدمات آن چون نظر و لمس و معانقه و تقبيل و يا فاحشه گناهى است كه متعدى بغير باشد و ظلم نفس آنچه غير اين باشد و اصح آنست كه فاحشه همه كباير است و ظلم اصرار بر صغيره و بر هر تقدير متقيان كسانيند كه چون از ايشان يكى از اين دو فعل صادر شود ذَكَرُوا اللَّهَ و ياد كنند عقوبت خدا را يا عتاب او را با بنده كه چرا چنين كردى يا حكم او را يا عظم حق او را يا متذكر شوند وعده مغفرت را كه باستغفار باز بسته است فَاسْتَغْفَرُوا پس آمرزش خواهند از حقتعالى لِذُنُوبِهِمْ براى گناهان خود يعنى توبه كنند به اين وجه كه از آن پشيمان شده عزم را جزم كنند كه ديگر مرتكب آن نوع عملى نشوند و گويند مراد باستغفار اينست كه گويند (اللهم اغفر لنا ذنوبنا فانا تبنا نادمين عليها مقلعين عنها) وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ و كيست كه بيامرزد گناهان را استفهام در معنى نفيست يعنى هيچكس نيامرزد جرايم بندگان را كه بآن مستوجب عذاب دوزخ شده باشند إِلَّا اللَّهُ مگر خدا اين جمله معترضه است بين المعطوفين و مراد از آن وصف اوست بسعة رحمت و عموم مغفرة و حث بندگان بر استغفار و وعد ايشان بقبول توبه و تنشيط ايشان بر آن و تطييب نفوس اهل عصيان و ردع ايشان بر ياس و اشعار بآنكه ذنوب هر چند اكبر و اعظم باشد عفو او از آن اجل و اكبر است وَ لَمْ يُصِرُّوا و اصرار نكردند عَلى ما فَعَلُوا بر آنچه كردهاند از معاصى يعنى ديگر بر سر آن فعل نرفتند وَ هُمْ يَعْلَمُونَ حال است از يصروا يعنى اصرار نكردند بر فعل قبيح خود در حالتى كه مىدانند قبح آن را و عظم عقوبت اصرار عذاب را بر آن و نزد جبائى و سدى مراد علم بنده است بآن گناه چه حق تعالى عقوبت نكند بگناهى كه بر طريق نسيان