تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
اللبن اى ان تشرب) يعنى جمع مكن خوردن ماهى را و آشاميدن شير را پس تقدير اينست كه (و لما يقع العلم بالجهاد و العلم بصبر الصابرين) يعنى چگونه خدا شما را ببهشت درآورد و حال آن كه هنوز علم او بجهاد و علم او بصبر شما با هم جمع نشده است وَ لَقَدْ كُنْتُمْ و بدرستى كه بوديد از روى اشتياق برسيدن بمثوبات جاودانى تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ آرزو ميبرديد مرگ را يعنى حرب را چه آن از اسباب موتست يا آنكه موت بر معنى خود باشد بحذف جار و مجرور و معنى اينكه موت را تمنا مى كرديد بشهادت خطاب با كسانيست كه در غزوه بدر حاضر نشده بودند و بعد از وقوع آن تمنا ميكردند كه كاش حاضر ميبوديم با پيغمبر خدا و در جهاد صبر ميكرديم تا باحدى الحسنيين فايز ميشديم يعنى يا غالب ميشديم بر اعدا و يا ميرسيديم بمرتبه شهدا و كرامت ايشان نزد حضرت عزت و چون وقت غزوه احد رسيد الحاح ميكردند بر خروج پس حق سبحانه با ايشان خطاب ميكند كه شما تمناى شهادت كرديد مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ پيش از آنكه مشاهده كنيد اسباب آن را و بشناسيد شدت آن را ضمير راجع است بموت و مراد اسباب آنست زيرا كه مرگ مشاهده نميشود و همچنين است قوله فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ يعنى بتحقيق كه ديديد اسباب مرگ وا وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ و حال آنكه شما مينگريستيد بياران و برادران خود كه مقتول ميشدند در وقعه احد يعنى معاينه ايشان را ميديديد اين توبيخ است مر ايشان را بر آنكه تمناى حرب كردند و متهيئ شدند براى آن پس جبن ورزيدند و منهزم گشتند از آن و گويند مراد توبيخ ايشانست بتمناى شهادت چه تمناى آن متضمن تمناى غلبه كفار است ارباب سير و اصحاب مغازى در كتب تواريخ آوردهاند كه در وقتى كه رسول (ص) با هفتصد كس در مقابل قريش كه سه هزار و بروايتى پنج هزار بودند صف راست كرد و عبد اللَّه جبير را چنان كه گذشت با پنجاه تير انداز بر شعب بداشت تا مشركان از آن رخنه بر سر ايشان نيايند و درين باب مبالغه نمود خالد بن وليد و عكرمة ابن ابى جهل با لشگر بسيار در برابر سيد مختار آمدند و جماعت زنان ايشان از ميان لشگر بيرون آمدند و دف ميزدند و شعر ميخواندند و از جمله هند ميگفت
|
نحن بنات طارق |
نمشى على النمارق |
|