تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٦ - سوره آل عمران(٣) آيات ١ تا ٩
و تسهيل سبيل و بيان و نصب ادله و ازاحه علت ما را بر دين حق و صراط قويم مستقيم گردانيدى آن را از ما باز مگير تا نزد آن از نهج حق منحرف نگرديم و بجهت دوام الطافى كه قلوب ما بآن مستقيم است از نهج حق بباطل ميل نكنيم و اگر احيانا چيزى از ما صادر شود كه مشرف بر زيغ باشد ما را خذلان مكن و از لطف و توفيق خود منع مفرما هم چنان كه از كفار منع كردى بجهت عناد و جحود ايشان و از آن خبر دادى در كريمه فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ حاصل كه اين دعا است بر تثبيت قلوب بهدايت بواسطه الطاف و توفيقات از قبيل (اللهم لا تسلط علينا من لا يرحمنا) كه به اين معنى است كه (لا تخل بيننا و بين نفوسنا بمنعك التوفيق و الالطاف عنا فزيغ و تضل) و منع توفيق بجهت شامت معصيت است كه از بنده صادر شود و از توبه تقصير منمايد و وجه ديگر در معنى اين ايه آنست كه تكليف مكن ما را بشدايد آنچه صعب باشد فعل و ترك آن تا بعد از هدايت قلوب ما زايغ و منحرف نگردد و نظير اينست كريمه فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا پس اضافه ازاغه قلوب باو سبحانه نزد تشديد او سبحانه محنة و بليت را بر ايشان از قبيل اين باشد كه فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ و فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً و ابو على جبائى گفته كه معنى مراد آنست كه (لا تزع قلوبنا عن ثوابك و رحمتك) و آن بشرح صدور سعه آنست كقوله تعالى يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ و ضد اين شرح ضيق و تحرجست كه صفة كفار است و از اين قبيل است تطهير قلوب مؤمنين و منع آن از كفار كما قال أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ و نيز از قبيل اينست كتابت ايمان در قلوب مؤمنان كما يقال أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ و ضد اين كتابت سمات كفر است در قلوب كافران پس كان راسخان فى العلم از حق سبحانه مسئلة نمودهاند كه قلوب ايشان را از اين ثواب كه ضد عقاب است ضاغه نفرمايد وجه چهارم آنست كه آيه محمولست بر دعا كردن به اينكه حقتعالى قلوب ايشان را از يقين و ايمان منحرف نسازد و اين مقتضى آن نيست كه اگر اين نكند حقتعالى ازاغه قلوب ايشان كند زيرا كه ممتنع نيست كه اين دعا بر سبيل انقطاع باشد باو سبحانه و افتقار بآنچه نزد او باشد و غرض ايشان اينكه حقتعالى آنچه موافق حكمت و مصلحت او باشد در حق ايشان بجا آرد و آنچه در حكمت واجب باشد كه بايشان نرساند از ايشان باز دارد و نظير اينست قوله تعالى قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِ و قوله رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ و قوله حكاية عن ابراهيم وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ام سلمه روايت كند كه رسول (ص) در دعا بسيار گفتى كه
اللهم مقلب القلوب و الا يصار ثبت قلبى على دينك
و بنا بر اينمعنى كسى را نرسد كه گويد پس اين نوع دعا جايز باشد كه ربنا