تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٠ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٠ تا ١٩
ايشان را يعنى لشگر كفار را دو برابر ايشان باشد غالب گرداند كما قال اللَّه تعالى مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ پس چون ايشان را دو برابر خود ديدند بوعده الهى مستظهر گشته متيقن گشتند بنصرت تا ثبات قدم ورزيده بر ايشان غالب شوند و گويند ضمير يرون راجع بكفار است و معنى اينكه ميديدند مؤمنان كافران را دو برابر خود و حال آنكه سه برابر مسلمانان بودند و اين بعد از آن بود كه حق سبحانه تقليل اهل ايمان كرده بود در نظر ايشان حيث قال وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ تا جرأت كنند بر حرب ايشان و چون بحرب اقدام نمودند دو برابر خودشان ديدند و از فرط خوف مغلوب و منكوب گشتند و اين از علامات واضحه و معجزات بينه حضرت خاتميت (عليه و على اله الصلوات و التحية) بود و مؤيد معنى اول است ترونهم بخطاب كه قراءة نافع است و نيز عبد اللَّه مسعود روايت كرده كه در بادى الراى كه لشگر كفار در نظر ما در آمدند گمان برديم كه ششصد و بيست و شش كس باشند بر ضعف لشگر ما و بعد از آن هر بار كه در ايشان نگاه ميكرديم كمتر از مرتبه اول مينمودند تا آنكه گمان برديم كه كمتر از لشگر مااند يكى ميگفت كه هفتاد باشند و ديگرى ميگفت كه صد و چون كارزار تمام شد ما از اسيران پرسيديم كه شما چند كس بوديد گفتند هزار مرد وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ و خدا قوت دهد بِنَصْرِهِ بيارى كردن خود مَنْ يَشاءُ هر كرا خواهد هم چنان كه نصرت داد اهل بدر را إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در تقليل كثير و تكثير قليل يا در غلبه قليل عديم العده بر كثير شاكى السلاح و يا در واقع شدن امر بر آن وجهى كه پيغمبر (ص) از آن خبر داده بود لَعِبْرَةً هر آينه اعتباريست و موعظه لِأُولِي الْأَبْصارِ مر خداوندان بينايى را مراد بينايى دل است كه آن را بصيرت گويند يا مراد رؤية بصر است و بصحت پيوسته كه صاحب رايت در اين حرب امير المؤمنين (ع) بود و در ميان لشگر اسلام كه سيصد و سيزده بودند همين دو كس اسب داشتند يكى مقداد اسود و ديگر مرثد بن ابى مرثد و شش كس زره پوش بودند و لشگر كفار كه نهصد و پنجاه بودند صد كس بر اسب سوار بودند و اول جنگى كه در اسلام واقع شده اين جنگ بود و سبب اين ابو سفيان بود چنان كه تفصيل اين بعد از اين مذكور خواهد شد بعد از آن حقتعالى اخبار مىنمايد از آن چه باعث مردن ما است بر عدول از حق و هدى بباطل و ضلال و ميفرمايد كه زُيِّنَ لِلنَّاسِ زينت داده شده و آراسته شده براى مردمان حُبُّ الشَّهَواتِ دوستى آرزوهاى نفس مراد مشتهيات است و تسميه آن بشهوات جهت مبالغه اوست و ايماء بآنكه ايشان منهمك و متوغلند در محبت آن حتى كه شهوات خود را نيز دوست دارند كقوله تعالى أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ