تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٦ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
كه اى محمد (ص) تعجب مكن و اندوهى بخاطر عاطر خود مرسان از اينكه ايشان ترا صادق نميدانند و تو را تكذيب ميكنند چه پدر ايشان نيز پيغمبران خود را صادق القول ميدانستند و با وجود اين ايشان را ميكشتند پس هم چنان كه معجزات بينه بايشان مىنمايى و ايشان تصديق نميكنند معجزه قربان را اگر به ايشان آشكار كنى نيز تصديق نكنند و بر تكذيب و عناد جحود و لجاج ورزند مانند پيغمبران سابق كه اين نوع معجزه را به ايشان نمودند و ايشان در صدد قتل آنها در آمدند پس چگونه ايشان از روى عناد و انكار اقتراح اين معجزه ميكنند از تو نه بجهت وضوح حق چه حقيت تو بر ايشان واضح است از اين جهت اجابت مقترح ايشان نكرديم و ترا رخصت نداديم در نمودن اين معجزه بايشان پس ايشان را بما واگذار كه سزا دهنده ايشان خواهيم بود بعد از موت چه كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ هر نفسى چشنده مرگ است اين وعد و وعيد است براى مصدق و مكذب يعنى زود باشد اى اهل تكذيب و ارباب تصديق كه همه شما اين شربت بچشيد و بجزا و سزاى خود رسيد و در مجمع آورده كه مراد بذوق نفس موت را نزول موتست بآن لا محاله فكان نفس ذائق است و نزد بعضى مراد آنست كه هر نفس ذائق مقدمات موتست از سكرات و شدايد آن لقوله تعالى حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ و
قوله عليه و آله السلام لقنوا موتاكم شهادة ان لا اله الا اللَّه
و ظاهر آيه دال است بر آنكه هر نفس ذائق موتست و اگر چه مقتول باشد چه قتل از موتى كه فعل حقتعالى است منفك نيست و گويند مراد بموت اينجا انتفاء حياتست پس قتيل در آيه داخل باشد زيرا كه بر او صادق است كه حيات از او منتفى است وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ و جز اين نيست كه تمام داده شويد مزدهاى اعمال خود را از خير و شر يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز از قبور چه دنيا دار عمل است نه دار جزا و آخرت بر عكس اين و لفظ توفيه مشعر است بر آنكه گاهست كه مكلفان قبل از وقوع قيمة بعضى از اجور اعمال را ميبينند و مؤيد اينست
قوله (ع) القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران
بعد از آن ميفرمايد كه فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ پس هر كه دور كرده شد از آتش دوزخ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ و در آورده شد به بهشت فَقَدْ فازَ پس هر آينه رستگارى يافت و بمراد رسيد زحزحه در اصل لغت تكرير زح است كه بمعنى جذبست بعجلت و فوز بمعنى ظفر ببغية يعنى رسيدن بمطلوب از حضرت رسالت (ص) مروى است كه
من احب ان يزحزح عن النار و يدخل الجنة فلتدركه المنية و هو يؤمن باللَّه و اليوم الآخر و ياتى الى الناس ما يحب ان يؤتى اليه
يعنى هر كه دور گردانيده شود از دوزخ و در آورده شود ببهشت بايد كه دريابد او را مرگ در حالتى كه او گرويده باشد بوحدانيت خدا و روز