تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٩٠ تا ٢٠٠
آنكه مبدع آنها عالم بالذاتست زيرا كه صدور فعل منتظم صحيح نيست مگر از عالم هم چنان كه ايجاد صحيح نيست مگر از قادر و نيز دلالت دارند بر آنكه صانع آنها قديم و ازلى است زيرا كه اگر محدث بود محتاج باشد بمحدثى پس مؤدى تسلسل گردد و وجه دلالت بر تعاقب ليل و نهار آنست كه ترادف آنها بر مقدار معلوم كه زايد بر آن نميشود و ناقص از آن نميكردند و نقصان هر يك از آنها از ديگرى در زمانى و زيادتى هر يك از آنها بر ديگرى در وقتى ديگر و ازدياد احمدهما بقدر نقصان ديگرى دلالت ظاهر است بر آنكه صانع آنها قادر و حكيمست كه گرد عجز و سهو بر دامن كبرياى او ننشيند عطاء بن رياح روايت كرده كه من با عبد اللَّه عمر نزديك عايشه رفتيم ابن عمر گفت يا عايشه خبر ده ما را بعجيب ترين امرى كه از رسول (ص) ديدى گفت آن حضرت در اكثر شب نماز گذاردى و بدعا و نياز اشتغال داشتى شبى از شبها كه نوبت من بود در بستر آمد و بخفت و پهلوى خود را ملحق بپهلوى من ساخت هنوز عضو او در لحاف گرم نشده بود كه گفت اى عايشه امشب مرا اذن ميدهى كه بعبادت پروردگار خود مشغول شوم گفتم يا رسول اللَّه (ص) من ترا بسيار دوست دارم و پيوسته رضاى تو را ميجويم چگونه اذن تو ندهم پس برخواست و جامه در پوشيد و وضو ساخت و در نماز ايستاد و چندان بگريست كه آب چشم او جامه تن او را تر كرد و بعد از آن بنشست و بحمد و ثناى حقتعالى مشغول شده بگريست تا آنكه آب چشمش زمين را تر كرد و بآن هيئت بود تا صبح طلوع كرد و بلال آمد تا او را بنماز بامداد خواند وى را گريان ديد گفت يا رسول اللَّه (ص) چرا ميگريى و حال آنكه حقتعالى گناهان گذشته و آينده ترا عفو كرده كه لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ جواب داد كه
أ فلا اكون عبدا شكورا
آيا من بنده شاكر نباشم و چگونه گريه نكنم و حال آنكه حقتعالى امشب آيتى بر من نازل ساخته و آن اين است كه إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الايه
ويل لمن قرأها و لم يتفكر فيها
و نيز از ان حضرت روايت كردهاند كه
ويل لمن لاكها بين فكيه و لم يتاملها
واى بر آن كسى كه اين آيه را در ميان هر دو فك او نجايد و تامل در آن ننمايد بريده اسلمى روايت كرده كه رسول (ص) فرموده هيچ آيه بر شياطين و جنيان چنان سخت ننمود كه اين آيه و ثعلبى در تفسير خود باسناد خود از محمد بن حنفيه نقل كرده كه امير المؤمنين فرمود كه چون حضرت رسالت (ص) در شب برخواستى مسواك فرمودى و بعد از آن نظر در آسمان كردى و گفتى إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ يعنى اين اولوا الالباب كه استدلال ميكنند بر توحيد و علم و قدرت و وجوب وجود واجب الوجوب بخلق سماوات و ارض و اختلاف ليل و نهار آنانند كه از روى اخلاص يَذْكُرُونَ اللَّهَ ياد ميكنند خدا را قِياماً در حالتى كه ايستادگانند وَ قُعُوداً و وقتى كه نشستهگانند