تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ١١٠ تا ١١٩
بجانب افراط و تفريط كه طريق ضلالتست ميل نميكنند و بآن منحرف نميشوند و اينها ابن سلام و اصحاب او بودند و قتاده گفته كه اينها چهل تن بودند از نجران و سى و دو تن از حبشه و هشت كس از روم كه بعيسى (ع) ايمان داشتند و بمحمد (ص) نيز ايمان داشتند و احكام شريعت و قرآن تعليم گرفتند كما قال يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ ميخوانند قرآن را آناءَ اللَّيْلِ در ساعتهاى شب وَ هُمْ يَسْجُدُونَ در حالتى كه ايشان سجده ميكنند مراد تلاوت قرآنست در نماز تهجد و تعبير از آن بتلاوت و در ساعات ليل با سجود بسبب آنست كه اين ابين و ابلغ است در مدح و گويند مراد عشا است كه مخصوص است باين امت زيرا كه اهل كتاب اين نماز را نميگذارند از ابن مسعود مرويست كه شبى حضرت رسالت (ص) تاخير اين نماز فرمود از اول وقت بجهة مانعى و چون بجماعت حاضر شد ديد كه مردمان انتظار وى ميكشند تا اين نماز را باو اقتدا كنند فرمود
اما انه ليس من اهل الاديان احد يذكر اللَّه هذه الساعة غيركم
بدانيد كه هيچ كس از اهل اديان اين ساعت ذكر خدا نميكند غير از شما و از ثورى منقولست كه مراد نماز غفيله است كه ما بين العشائين گذارده ميشود و از حضرت رسالت (ص) منقولست كه هر كه ميان نماز شام و خفتن دو ركعت نماز بگذارد در ركعت اول فاتحه يك بار و سيزده بار اذا زلزله و در ركعت دويم الحمد يك بار و پانزده بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ خواند اگر در هر سال يك بار اين نماز بگذارد از جمله محسنان باشد و اگر هر ماه يك بار بگذارد از موقنان باشد و اگر در هر شب آدينه گذارد از جمله مخلصان باشد و اگر هر شب گذارد با من مزاحمت كند ببهشت و ثواب آن جز خدا نداند و نزد بعضى واو در وَ هُمْ يَسْجُدُونَ و او حاليه نيست بلكه حرف عطفست و معنى آنست كه ايشان با آنكه تلاوت قرآن ميكنند سجده ميكنند يعنى نماز ميگذارند و يا سجده تلاوت مىكنند يا سجده شكر يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ايمان حقيقى ميارند بوحدانيت و صفات خدا يعنى ثبات و رسوخ ميورزند در آن و استمرار ميكنند بر آن وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و تصديق مىكنند بروز قيامت بر سبيل ثبات و دوام وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ و ميفرمايند خلق را بتصديق بمحمد (ص) يا بهمه مامورات شرع وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ و نهى مىكنند از تكذيب پيغمبر (ص) يا از تمام منهيات وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ و ميشتابند در ارتكاب خيرات و مبرات وصف ايشان بخصوص اين صفات جهة آنست كه اضداد اين صفات يهود است زيرا كه يهود منحرفند از حق و غير متعبد در ليل و مشرك بخدا و ملحد در صفات او و واصف روز قيمة بخلاف صفت آن و مداهن در احتساب و متباطئ در خيرات وَ أُولئِكَ و آن گروه يعنى امت قائمه موصوفه بدين صفات مذكوره