تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٤ - سوره آل عمران(٣) آيات ١١٠ تا ١١٩
خدا و ذمة مسلمانان كه آن ضرب جزيه است بر ايشان و تسميه عهد بحبل جهت آنست كه امان بآن معقود مىشود هم چنان كه چيزى را به ريسمان عقد ميكنند وَ باؤُ و بازگشتند يهود بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ به خشمى از خدا يعنى سزاوار غضب و سخط الهى شدند وَ ضُرِبَتْ و زده شد يعنى موضوع گشت و لازم شد عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ بر ايشان درويشى و احتياج يعنى احاطه كرده شد مسكنت بر ايشان مانند احاطه بيت مضروب بر اهل آن و از اين جهت است كه يهود در غالب امر فقرا و مساكيناند و آنها نيز كه توانگر باشند خود را درويش فرا نمايند تا تخفيف جزيه از ايشان كنند ذلِكَ اين ضرب ذلت و مسكنت و رجوع ايشان بغضب بِأَنَّهُمْ كانُوا بسبب آنكه بودند از روى عناد يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ نميگرويدند بآيتهاى خدا كه قرآنست يا باحكام تورية كه مشتملست بر صفات سيد انام (ص) يا بمعجزات آن حضرت وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ و مىكشتند پيغمبران را بِغَيْرِ حَقٍ در حالتى كه آن بغير حق بود و ناروا و ناسزا باعتقاد ايشان يعنى هم چنان كه فى نفس الامر قتل انبياء ناحقست بحسب اعتقاد ايشان نيز بغير حق بود و اين اقبحست از آنكه اعتقاد حقيت داشته باشند در قتل ايشان و گفتهاند كه اگر چه قتل از آباى يهود مدينه واقع شده اما بجهت رضاى ايشان بدان حقتعالى ايشان را در عداد قاتلان درآورده ذلِكَ اين كفر و قتل بِما عَصَوْا بسبب آن بود كه نافرمانى كردند وَ كانُوا يَعْتَدُونَ و بودند كه تجاوز ميكردند از حدود خدا چه اصرار بر صغاير مقضى بكبائر است و استمرار بكبائر مؤدى بكفر و گويند معنى آنست كه اين ضربت ذلت در دنيا و استيجاب غضب در آخرت هم چنان كه معلل است بكر و قتل ايشان مسبب است از عصيان و اعتداء ايشان چه ايشان مخاطب بفروع نيز بودند آوردهاند كه چون عبد اللَّه بن سلام و ياران او مثل ثعلبه و اسد و اسيد دولت اسلام دريافتند يهود زبان طعن گشوده ميگفتند ايشان از اشرار قوم مااند كه خلاف اسلاف كرده با ما مخالفت نمودند حق سبحانه آيه فرستاد كه لَيْسُوا نيستند مؤمنان اهل كتاب سَواءً مساوى با كافران ايشان پس بيان نفى استوا ميكند باين جمله مستانفه كه مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ از اهل كتاب گروهىاند قائِمَةٌ ايستاده بر دين اسلام و قائم بحدود الهى و يا مستقيم بر قول راست و عمل خالص و دين درست و قائمة مأخوذ است از (اقمت العود فقام) و مراد امت مستقيمه عادلهاند كه بر جاده شريعت سلوك مينمايند و اصلا