تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
حمل ايشاع بولد خبردار كند تا موجب بشاشت و خوشحالى و شكر گذارى من شود و مزيح مشقت انتظار گردد قالَ گفت جبرئيل كه خدا ميگويد آيَتُكَ نشانه تو بر اين امر أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ آنست كه سخن نگويى يعنى قادر نباشى بر سخن گفتن با مردمان با وجود صحت آلت كلام ثَلاثَةَ أَيَّامٍ سه روز إِلَّا رَمْزاً مكر اشاره كردن بر وى يا دست يا بر زمين نويسى آنچه خواهى كه اعلام مردمان كنى اين استثناى منقطع است و گويند متصل است و مراد بكلام هر چه دلالت كند بر ضمير از قول و فعل و حبس لسان زكريا از مكالمه بجهت آنست كه تا درين مدت قول او منحصر باشد به ذكر خدا و شكر او بجهت اداء حق اين نعمت كانه قال (ايتك ان تحبس لسانك الا عن الشكر) و قوله وَ اذْكُرْ رَبَّكَ مؤكد اين قول است و مبين غرض از حبس لسان يعنى ياد كن پروردگار خود را كَثِيراً ياد كردن بسيار يا در زمان بسيار و تقييد امر بكثرة دلالت ميكند بر آنكه تكرار بدو بار و سه بار كافى نيست بلكه مراد آنست كه در مدت حبس لسان پيوسته ذكر خدا كن وَ سَبِّحْ و تسبيح گوى او را بِالْعَشِيِ در طرف آخر روز كه آن زوالست تا بغروب و گويند كه از عصر تا بغروب يا از غروب تا بذهاب صدر ليل وَ الْإِبْكارِ و در بامداد يعنى از طلوع فجر تا بوقت چاشت و نزد بعضى مراد نماز صبح و شامست از عطا مرويست كه مراد بعدم تكلم روزه صمت است كه در شرع ايشان جايز بود و باقى قصه زكريا در سوره مريم خواهد آمد انشاء اللَّه تعالى و چون ذكر زن عمران نمود و بيان فضل دختر او كرد على اجمال بعد از اين ذكر تفصيل اين اجمال ميكند بقوله وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ ياد كن آن زمانى را كه گفت جبرئيل يا جمعى از ملائكه كه بمشافهه باو گفتند كه يا مَرْيَمُ اى پرستار خدا إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ بدرستى كه خدا برگزيد ترا براى عبادت يا قبول كرد تو را از براى خدمت مسجد خود يا صفت انوثت يا پرورش داد تو را بعصمت وَ طَهَّرَكِ و پاكيزه ساخت تو را از لوث شرك يا از قاذوراتى كه نساء را مىباشد چون حيض و نفاس يا از خصال ذميمه و عادت قبيحه وَ اصْطَفاكِ و برگزيد تو را تكرار براى تأكيد است يعنى بيشبهه برگزيد تو را عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ بر زنان روزگار توبه آنكه تو را بى شوهر فرزندى دهد و بنفخه جبرئيل مخصوص گرداند