تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٨ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٦٠ تا ٢٦٩
لمة و للملك لمة فلمة الشيطان وعده بالفقر و امره بالفاحشة و لمة الملك امره بالانفاق و نهيه عن المعصية
حاصل كه وعده شيطان غرور است و وعد رحمن متضمن سرور وعده شيطان وسواس و بخل است و وعده رحمن وحى و تنزيل پس بوعده شيطان مشغول مشو كه دشمنى است هوبدا كه الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ و بجهت اين ترا با معصية ميخواند و از درويشى مى ترساند و بوسوسه مىرنجاند و خدا ترا مينوازد و كار تو ميسازد و شيطان مفلس است و وعده افلاس ميدهد و رحمن غنى و توانگرست وعده مغفرت و فضل ميدهد پس تبعيت شيطان عين شقاوتست و تبعيت رحمن محض سعادت يُؤْتِي الْحِكْمَةَ ميدهد خدا حكمت را كه آن تحقيق علم است و اتقان عمل مَنْ يَشاءُ هر كرا ميخواهد تا داند كه چه ميبايد كرد و بكه ميبايد داد يا دانشى كه ميان القاى رحمانى و املاى شيطانى تميز نمايد تا از وعيد شيطانى بترسد و بوعده رحمانى مستظهر باشد و اين بوسيله توفيق ربانى و الطاف سبحانيست نسبت بهر كه مستحق و سزاوار آن باشد و قوله من يشاء مفعول اول است كه مؤخر شده بجهت اهتمام بمفعول ثانى و علما را در معنى حكمت چند وجه است ابن عباس و ابن مسعود بر آنند كه مراد علم قرآنست از ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مقدم و مؤخر و حلال و حرام و امثال آن و ابن زيد گفته كه (هى علم الدين) و سدى گفته كه نبوتست و نزد مجاهد اصابه است در قول و عمل و عطا بر آن است كه معرفة است بخدا و نزد ابراهيم مراد از آن فهم است و بمذهب ربيع ترس خدايست كه
(خشية اللَّه رأس كل حكمة)
و از ابى عبد اللَّه (ع) مروى است كه
هى القرآن و الفقه
و گويند آن هر چيزيست كه حق سبحانه به پيغمبران و امم ايشان داده از كتب و آيات و دلالات داله بر معرفت توحيد و نبوة نزد بعضى ديگر حكمة عمليست كه منفعت او عظيم و فائده او جليل باشد و اين قول جامع اقوال مذكوره است و تسميه عليم بحكمت جهت آنست كه علم مانع فعل قبيح است چه آن متضمن دعوتست بفعل حسن و زجر از مناهى و قبايح مرويست كه حضرت رسالت (ص) فرموده كه
ان اللَّه اتانى من الحكمة مثل القرآن و ما من بيت ليس فيه شيء من الحكمة الا كان خرابا الا فتفقهوا و تعلموا و لا تموتوا جهلا
يعنى بدرستى كه حقتعالى بمن عطا فرمود از حكمت قرآن را هيچ خانه نباشد كه در او چيزى از حكمت نباشد مگر كه خراب و ويران شود پس فقيه شويد در دين و تعليم گيريد و نادان مميريد وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ و هر كه را دادند حكمت و علم دين فَقَدْ أُوتِيَ پس به درستى كه دادهاند او را خَيْراً كَثِيراً نيكويى بسيار چه او جامع خير دارين است و ايثار صيغه مجهول بر معلوم جهت آنست كه مقصود ماتى و ماتى به است نه تعيين اتى ابو الليث ره فرموده كه