تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٠ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٧٠ تا ٢٧٩
واجب يا مندوب يا مباح يا انزجار از محرم يا مكروه مانند (ان كان كذا فالله على كذا من الطاعات الواجبه و المندوبه) و خلافى در انعقاد ثانى نيست و در اول خلاف است و اصح انعقاد آنست لعموم (انى نذرت لك ما فى بطنى محررا) و عموم
قوله (ص) من نذر ان يطيع اللَّه فليطعه
و علم الهدى بعدم انعقاد آن رفته و در اين باب دعوى اجماع كرده و بعد از آن گفته كه تغلب نقل نموده كه نذر در لغة وعد است بشرط پس نيز چنين باشد زيرا كه شرع موافق لغت است و اصل عدم نقل است و جواب از اين بمنع اجماع است بجهت عدم تحقق آن و بمنع نقل آنچه از تغلب نقلكردهاند چه از او نقل است كه نذر در لغت بمعنى وعد است بغير شرط سيم نذر عبادت لفظيه است و عهد و يمين نيز چنين است و نيت قلبيه كافى نيست و اگر چه شرط است و نزد بعضى فقها نيت كافى است و اين قوليست مرجوح بجهت روايات متضافره داله بر اعتبار بر لفظ انتهى كلامه و نيز در صفت نفقه و ترغيب آن ميفرمايد كه إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ اگر آشكارا كنيد صدقههاى خود را بوقت ادا كردن فَنِعِمَّا هِيَ پس نيكو چيزى است آشكارا كردن چه ديگران را بدان رغبت مىافتد و بر بخيلان حجت لازم ميشود و قلوب بيگانگان بآشنايى با اهل حق ميل مىكنند وَ إِنْ تُخْفُوها و اگر پنهان داريد صدقات را وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ در حالتى كه دهيد آن را بدرويشان در خفيه فَهُوَ پس آن اخفا خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است مر شما را چه آن صدقه از آفت ريا و سمعه دور ميماند و درويش نيز از مذلت اخذ و بى ناموسى محفوظ ميماند بعضى علما حكم اخفا را عام دارند در فرايض و نوافل چه صحابه در زمان حضرت رسالت (ص) در اخفا مبالغه عظيم داشتهاند هم در نفقه فرض و هم در صدقه تطوع و شافعيه برانند كه اخفا متعلق بنوافل است و در فرايض اظهار اوليست تا مظنه ترك زكاة و خمس بكسى نبرند و ديگر دليل مسارعت است بامر حق سبحانه و سبب رغبت توانگران ديگر باداء زكاة و خمس اما در تطوع بهر حال اخفا اولى باشد و نزد فقهاى اماميه نيز آنست كه اولويت اخفا نسبت بمتطوع است بكسى كه معروف المال نباشد مطلقا خواه در تطوع و خواه در فريضه و اما در غير ايشان اظهار هميشه اولى است و افضل بجهت نفى تهمت چه على بن ابراهيم از صادق (ع) روايت كرده كه اخفا مختص است بمندوبه اما مفروضه اظهار آن افضل است تا متهم بامتناع نشود و تا مردمان باو اقتدا كنند در فعل طاعت و ديگر آنكه ريا بان متطرق نميشود مانند تطرق آن بمندوبه و از ابن عباس مرويست كه صدقه سر در تطوع افضل است از علانيه به هفتاد مرتبه و صدقه فريضه علانيه آن افضل است از سر به بيست و