تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
الباهرة فاتقوا اللَّه فى المخالفة و اطيعونى فيما ادعوكم اليه و بعد از آن شروع در دعوى نموده و اشاره بآن كرده بقولى مجمل و گفته ان اللَّه ربى و ربكم تا اشاره باشد باستكمال قوه نظريه باعتقاد صحيح و درست كه آن غايت توحيد است و بعد از آن فرموده كه فاعبدوه تا اشاره باشد باستكمال قوه عمليه چه او بملازمت طاعتست كه آن اتيانست باو امر و انتها از مناهى و بعد از آن تقرير آن كرده بآن كه جمع بين الامرين طريقيست كه مشهود له است باستقامت و نظير اينست
قوله (ع) قل آمنت باللَّه ثم استقم
و در مجمع گفته كه اين قول حجتست بر نصارى در آنكه مىگفتند (المسيح بن اللَّه فكانه قال لا تنسبونى اليه فانا عبد له كما انكم عبيد له فاعبدوه و خذوه هذا يعنى عبادته وحده دين مستقيم) روايتست از سدى كه يهودان بعد از مشاهده اين آيات ظاهره و حجج بينه بر نبوة او عناد و جحود ورزيدند و تصديق او نكردند و قصد قتل وى كردند او نيز مضمون (الفراق مالا يطاق من سنن المرسلين) را شعار خود ساخته از ايشان بگريخت و با مادر بدهى كه در آن نواحى بود ملتجى شده بسراى مردى صالح كه زنى صالحه داشت فرود آمد روزى آن مرد در سراى آمد و با زن خود چيزى بگفت زن پريشان و اندوهگين گشت مريم (ع) گفت اين شوهر تو چرا دلتنگست و با تو چه گفت كه محزون شدى گفت بليتى و مصيبتى نازل شده كه دفع آن متعذر است و رفع آن بغايت متعسر و گفتن آن بتو فايده ندارد مريم در اينباب مبالغه بحد اطناب كشيد و بعد از آن گفت شايد من رفع آن توانم كرد چه پسر من مستجاب الدعوتست خداى را دعا كند تا آن را كفايت كند زن گفت بدانكه پادشاه ولايت ما هر چند مدت با لشگر خود باين ده آيد و مئونه خود و لشگريان خود را بر كسى افكند كه بخانه آن كس فرود آيد و اگر در مراسم خدمتكارى و مهماندارى اندك قصورى بيند صاحبخانه را مستأصل كند و اكنون كسى را فرستاده كه من با تمامى لشگر بخانه تو ميآيم بتهيه اسباب مشغول باش و ما مردمان درويشانيم از عهده مئونه و ضيافت او بيرون نتوانيم آمد البته ما را بمعرض هلاكت خواهد انداخت مريم نزد عيسى آمد و كيفيت احوال را باو اعلام كرد عيسى گفت من دعا كنم اما فتنه و شرى پيدا شود و آشوبى در ميان مردمان افتد مريم در اينباب الحاج تمام نمود و گفت اينمرد و زن را بر ما حقى بسيار هست حقوق خدمتكارى ايشان مقتضى آنست كه رفع بليه نمايى از ايشان عيسى (ع) بالضرورة قبول كرد و بعد از آن به صاحب خانه گفت كه چندانچه توانى آب بياور و ديگها و خمها و ساير ظروف را پر آب كن تا خداى تعالى آن را انواع اطعمه گرداند و بعضى را بشراب منقلب سازد و اين بنا بر قول آن كس است كه ميگويد خمر اول حلال بوده پس عيسى (ع) دعا كرد و حق سبحانه اجابت فرمود همه آن آب را طعام و شراب گردانيد چون پادشاه با لشكريان در سراى آن مرد نزول كرد و آن طعامها و شرابها را