تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٩
است اگر چه چنين باشد از دايره اسلام خارج باشد و كسى كه منع متعه كند يا كراهت از او داشته باشد يعنى انكار كنيد بر كسى كه متعه كند بيضرورت و سببى مثل تقيه يا مانند آن آن كس از اتباع و اشياع كسى باشد كه تحريم آن نموده از نزد خود و عجب در اينست كه هيچ فرقى نيست ميان نكاح دوام و نكاح متعه در واجبات و مستحبات مثل رضاى زوجين و صلاحيت ايقاع عقد در ميان ايشان و ايجاب و قبول و مهر و ساير شرايط و كيفيت مگر اجل كه در متعه است و در دوام نيست پس چرا اهل جهالت دوام را مشروع و حلال ميدانند و متعه را حرام و نامشروع ميخوانند و اين نيست مگر محض عناد و انكار و بدعت (نعوذ باللَّه من هذه الطريقة المضلة و العقائد الفاسدة انتهى كلام صاحب اللمعة) و در مجمع البيان مذكور است كه ابن عباس و سدى و سعيد بن جبير و جماعتى از تابعين و همه اماميه بر انند كه مراد باستمتاع نكاح متعه است بمهر معين تا باجل معلوم و اين اوضح است از قول حسن و مجاهد و ابن زيد كه ميگويند مراد باستمتاع مباشرت است و قضاء و طراز لذت زيرا كه لفظ استمتاع و تمتع در اصل لغت اگر چه واقع شده است بر انتفاع و التذاذ اما در عرف شرع مخصوص شده است بعقد متعه خصوصا كه مضاف شده باشد به نسا پس بنا بر اين معنى آنست كه (فمتى عقدتم عليهن هذا العقد المسمى متعة فاتوهن اجورهن) و از جمعى از صحابه چون ابى بن كعب و عبد اللَّه بن مسعود و غيرهما مرويست كه ايشان چنين قرائت ميكردند كه (فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى فاتوهن اجورهن) و در اين تصريح است بآنكه مراد بآن عقد متعه است و ثعلبى در تفسير خود از حبيب بن ثابت نقل كرده كه (اعطانى ابن عباس مصحفا فقال هذا على قرائت ابى فرأيت فى المصحف فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى) و نيز باسناد از ابى نضره روايت كرده است كه قال سالت ابن عباس عن المتعة فقال اما تقرء سورة النساء قلت بلى قال فما تقرء فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى قلت لا اقرئها هكذا قال ابن عباس و اللَّه هكذا انزلها اللَّه تعالى عز و جل ثلث مرات و ترجمه اين كلام در ما سبق گذشت و نيز باسناد خود از سعيد بن جبير نقل كرده كه حكم بن عيينه گفت سئلت عن هذه الايه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَ منسوخة قال لا و حكم روايت كرده كه امير المؤمنين (ع) فرمود كه
لولا ان عمر نهى عن المتعة مازنى الا الاشقى
و باسناد خود از عمران بن حصين نقل كرده كه
قال نزلت آية المتعة فى كتاب اللَّه عز و جل و لم تنزل آية نسخها بها؟؟ نابها رسول اللَّه فتمتعنا مع رسول اللَّه ص و مات لم ينهنا عنها فقال رجل بعد بر آيه ما شاء
يعنى عمران گفت آيه متعه در كتاب خدا نازل شد و بعد از آن آيه كه ناسخ آن شود نزول نيافت پس رسول (ص) بآن امر كرد پس ما متعه ميكرديم تا در زمان آن حضرت بوديم و ما را از آن نهى نكرد پس