تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٦ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
خدا او را در آتشى و چه آتشى خالِداً فِيها در حالتى كه جاويد باشد در آن و چون مؤمن عاصى در دوزخ نخواهد بود بر مذهب صحيح پس مراد بعاصى در اين آيه مستحل محرماتى است كه موجب كفر است و يا آنكه مراد متعدى از جميع حدود است كه از صفات كفار است و يا آنكه مراد بخلود مكث طويل باشد نه دوام وَ لَهُ و مر آن عاصى مستحل يا متعدى از جميع حدود راست عَذابٌ مُهِينٌ عذاب خوار كننده يعنى عذاب او بر وجه استخفاف و اهلة است هم چنان كه ثواب مطيع بر وجه كرامت است و بدان كه توحيد ضمير در يدخله و جمع خالدين بجهت لفظ و معنى است و خالدا و خالدين حال مقدره است نه صفت جنات و نار و اگر نه واجب مىبود ابرار ضمير بآنوجه كه (خالدين هم فيها او خالدا هو فيها) زيرا كه جارى شدهاند بر غير آن كسى كه اين هر دو از براى آنند و صاحب مجمع آورده كه باين آيه استدلال ميتوان كرد بر آنكه صاحب كبيره كه از اهل ايمان باشد در دوزخ مخلد باشد چنان كه مذهب بعضى از اهل خلافست زيرا كه مراد آنست كه متعدى از جميع حدود اللَّه مخلد باشد در دوزخ و اين از صفات كفره است و ديگر آنكه صاحب صغيره بلا خلاف خارجست از عموم آيه و اگر چه فاعل معصيت است و متعدى از حدود اللَّه و هر گاه كه باجماع جايز باشد اخراج او پس جايز باشد كه صاحب كبيره نيز از عموم آيه خارج باشد بوسيله شفاعت حضرت رسالت (ص) و يا ائمه هدى ع و صلحاى امت و يا حقتعالى بمحض تفضل خود او را عفو كند و نيز بجهت قيام دليل بر وجوب قبول توبه ناچارست اخراج تايب از عموم آيه و ديگر قيام دلالت بر جواز وقوع تفضل بعفو مستلزم وجوب اخراج آن كسى است كه حقتعالى در حق او تفضل فرموده باشد باسقاط عقوبت از او وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ مصرح است بر اين پس آيه بر عموم خود باقى نباشد بدلايل مذكوره و چون حقتعالى حكم رجال و نسا را در باب نكاح و ميراث بيان نمود در عقب آن بيان زنا كرده فرمود وَ اللَّاتِي و آن زنانى كه از جهت متابعت هواء نفس خود يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ بيايند بخصلة قبيحه كه زنا است و تسميه آن بفاحشه جهت زيادتى قبح و شناعت آنست يعنى زنانى كه مرتكب زنا شوند مِنْ نِسائِكُمْ از زنان شما مراد محصناتند يعنى شوهر دارانى كه بزنا اقدام نمايند فَاسْتَشْهِدُوا پس اى حكام شريعت طلب گواه كنيد عَلَيْهِنَ بر ايشان يعنى بر فعل فاحشه اينزنان أَرْبَعَةً چهار مرد عاقل بالغ عادل مِنْكُمْ از شما كه مؤمنانيد تا بر ايشان گواهى دهند فَإِنْ شَهِدُوا پس اگر اين چهار مرد بزناى