تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٧ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
ايشان گواهى دهند فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ پس نگاه داريد اينزنان را و بند كنيد در خانها و اصح آنست كه در اول اسلام احاكم عقوبت زنان زناكار به اين وجه بوده كه ايشان را در خانها محبوس سازند حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ تا وقتى كه متوفى سازد ايشان را ملك موت يا استيفاى ارواح ايشان كند مرگ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ يا گرداند خدا يا پيدا سازد لَهُنَّ سَبِيلًا براى ايشان راهى يعنى حدى تعيين كند كه از حبس خلاصى يابند و در كنز العرفان آورده كه درين مقام چند فايده است اول نزد بعضى مراد به فاحشه مساحقه است و نزد اكثر مراد از آن زناست بعضى گفتهاند كه مراد زنان محصنهاند بجهة اضافه ايشان بمردان چه اگر مراد غير ايشان ميبودند من النساء واقع ميشد نه من نسائكم دويم فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ دالست بر نصاب شهادت و اشتراط اسلام و ذكورة سيم فامسكوهن فى البيوت نزد بعضى مراد صيانت ايشانست از مثل اين فعل و امساك كناية است بر اين و اكثر بر آنند كه اين بر وجه حد است بر زنان و اينحكم در اول اسلام بود و بعد از آن منسوخ شد بآيه جلد و در قوله حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ مضاف محذوف است اى يتوفاهن ملك الموت و حذف آن بجهة علم است بآن بقرينه استحاله اسناد توفى بموت چهارم قوله أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا نزد بعضى مراد بسبيل نكاح است كه معنى است از سفاح و اين تمام نميشود بر تقدير اراده محصنات و گويند سبيل بمعنى حكم ناسخ است و لهذا چون آيه جلد نازل شد پيغمبر (ص) فرمود كه
قد جعل اللَّه لهن سبيلا بكر بالبكر جلد مائة و تعزير عام و الثيب بالثيب جلد مائة و الرجم
پس بحكم اين حديث امساك بيوت منسوخ شد و اشهاد استشهاد باقى ماند و احتمال دارد كه مراد بآن توبه باشد و ح جعل كنايه باشد از توفيق و در مجمع آورده كه بعضى از اصحاب ما گفتهاند كه اول جلد واجب است و بعد از آن رجم و حسن و قتاده و بعضى از فقهاى عامه بر اينند و اكثر اصحاب ما اين را مختص ميدانند بشيخ و شيخه اما غير ايشان سواى رجم چيز ديگر بر ايشان نيست و حكم اين آيه منسوخ است نزد جمهور مفسرين و اين مرويست از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه (ع) و بعضى گفتهاند كه غير منسوخ است زيرا كه حبس مؤبد نيست بلكه مستند است بغايتى پس بيان غايت شيء نسخ ذى غايت نباشد كما قيل (افعلوا كذا الى راس الشهر) و در اين قول نظر است زيرا كه معلق بمجىء رأس شهر محتاج نيست ببيان صاحب شرع بخلاف آيه مذكوره وَ الَّذانِ و آن دو يعنى مرد و زن كه غير محصن باشند يَأْتِيانِها بيايند بفاحشه مِنْكُمْ از شما كه مسلمان آزاديد فَآذُوهُما پس برنجانيد ايشان را بسرزنش و ملامت ابن عباس فرموده كه ايشان را