تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٥٠ تا ٢٥٩
ايشان را از ظلمات ما سوى فانى ساخته بانوار اخلاق واجب الوجود باقى سازد و لهذا گفتهاند كه طاغوت ما سواى حقست كه كفر بوى و ايمان بحق در هر قدمى از شرايط لازم سالك است و حضرت رسالت (ص) فرمود كه
الهواء عند اللَّه ابغض من جميع الالهة
بدترين خدايانى كه در زمين ميپرستند هواهاى ايشانست كه أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ و نيز در حديث آمده
تعس عبد الدرهم و تعس عبد الزوجة و الاولاد
در هلاكت است بنده زر و سيم و بنده زن و فرزند پس بالضروره از همه چيز ميبايد بريد و بالكليه و من جميع الوجوه خود را بحق ميبايد پيوست تا سر فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها در سويداى دل او بجلوه در آيد و در زمره اين جماعت داخل شود كه اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا خدا دوست و يار و ناصر كسانيست كه گرويدهاند بوحدانيت وى و تصديق نموده اند بجميع اوامر و نواهى وى و مصلح امور دينيه و دنيويه ايشان و متولى كار ايشان در راه نمودن بصراط مستقيم كه موصل است بجنات نعيم يُخْرِجُهُمْ بيرون مياورد ايشان را بهدايت و توفيق خود مِنَ الظُّلُماتِ از تاريكيهاى كفر و ضلالت و اتباع هوى و قبول وساوس و ساير اسباب مؤديه بكفر إِلَى النُّورِ بروشنايى ايمان كه هدايت مضيئه موصوله است بايمان و مراد باخراج او سبحانه مؤمنان را از ظلمات كفر و ضلالت بنور ايمان و طاعت هدايت اوست ايشان را به نصب ادله و ازاحه علت و الطاف داعيه بفعل ايمان از ارسال رسل و انزال كتب و غير آن از آيات هاديه چه بالضرورة ميدانيم كه اگر اين امور نبودندى بيرون نيامدندى از كفر بايمان و از اين حيثيت صحيح است نسبت اخراج باو سبحانه زيرا كه اين امور از جانب او حق سبحانه است هم چنان كه بجهت انزال سوره رجس كفار زياده گشت و از اينجهت اسناد آن بسوره كرد و فرمود كه فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ و گويند مراد باخراج از ظلمات بنور بيرون بردن حق سبحانه است ايشان را از شك بيقين يا از ظلمات نفس بنور دل يا از صفات بشريه باخلاق ربوبيه و محل اعراب اين جمله فعليه رفعست بآنكه خبر بعد از خبر است و يا منصوب المحل است بر آنكه حال باشد از ضمير مستكن در خبر يا از موصول يا از هر دو و يا كلاميست مستانف كه مبين كلام ما قبل است و يا مقرر ولايتست وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه حق را پوشانيدند يعنى يهود يا اهل ارتداد و اصح آنست كه مراد جميع كفارند أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ دوستان ايشان طواغيت اند يعنى شياطين يا مضلات از هوى و شيطان و غير آن و گويند طاغوت يهود كعب الاشرفست و حى بن اخطب و امثال ايشان و طاغوت عبده اصنام بتان و ساير الهه باطله و طاغوت اهل ارتداد شيطان و افراد