تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
فريقين است چه جنت را طبقاتست بعضى اعلا از بعضى هم چنان كه در حديث آمده كه
ان اهل الجنة ليرون فى اعلا عليين كما ترون النجوم فى افق السماء
و دوزخ را دركاتست بعضى اسفل از بعضى وَ اللَّهُ بَصِيرٌ و خدا بيناست بِما يَعْمَلُونَ بآنچه ميكنند مردمان از طاعت و معصيت يا از امانت دارى و خيانت گذارى و عالم است بدرجاتى كه صادر شده از ايشان پس مجازات ميدهد ايشان را بر حسب آن درين ترغيب مردمانست در اتباع مرضات اللَّه و تحذير ايشان از آنچه موجب سخط او باشد و اعلام ايشان بآنكه اسرار عباد نزد او علانيه است و اشعار است به اينكه عمل هيچ عاملى نزد او ضايع نميشود و هيچ چيز از آن برو مخفى نيست پس ثواب ميدهد بر طاعت و معاقب ميسازد بر معصيت بعد از آن ذكر نعمت بعثت حضرت رسالت (ص) ميكند بر مؤمنان بقوله لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ بدرستى و تحقيق كه منت نهاد خدا و انعام فرمود عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بر گرويدگان إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ وقتى كه فرستاد در ميان ايشان رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ پيغمبرى از ايشان يعنى از جنس آدميان تا مستانس باشند باو و مستوحش نشوند ازو يا از نسب ايشان يعنى عربى مثل ايشان تا بسهولت فهم كلام كنند ازو و واقف باشند بر حال او در صدق و امانت و باو افتخار كنند و تخصيص اهل ايمان بذكر با آنكه بعثت عامست بجهة زيادتى انتفاع ايشان است باو يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ميخواند بر ايشان آياتِهِ آيتهاى او را يعنى قرآن بعد از آنكه جاهل بودند و وحى را نشنيده بودند و يا اعلام ايشان مينمايد نشانهاى توحيد او را وَ يُزَكِّيهِمْ و پاك ميگرداند ايشان را از ادناس مقتضيات طبيعت برشحات ينابيع احكام شريعت و كار ايشان را بآن باصلاح مى آورد يعنى ايشان را بر دينى و عملى ترغيب ميكند كه مطهر و مزكى ايشانست و يا امر ميكند ايشان را به زكاة تا موجب تطهير ذنوب و نمو اموال ايشان باشد و يا گواهى ميدهد بپاكيزگى ايشان وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ و مىآموزد بايشان قرآن را وَ الْحِكْمَةَ و معارف شرعيه و عقليه وَ إِنْ كانُوا ان مخففه است و لام در خبر آن فارق است ميان آن و ان شرطيه يعنى بدرستى كه شأن اينست كه بودند همه مردمان مِنْ قَبْلُ پيش از بعثت رسول لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى هويدا و ظاهر كه نه حق را ميدانستند و نه از باطل دورى مىتوانستند مراد بضلالت كفر و شرك است يعنى ايشان در باديه ضلالت و كفر گرفتار بودند و راه بطريق حق نمىبردند ببركت و ميمنت حضرت رسالت (ص) از آن رهانيده شدند و در طريق