تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٥ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٦٠ تا ٢٦٩
همين خرما و انگور و تخصيص آنها بجهت فضيلت و شرف يا كثرة منافع آنهاست و ميتواند بود كه مراد بثمرات منافع باشد يعنى در او انواع منفعتها باشد وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ و حال آنكه فرا رسيده باشد خداوند اين باغ را پيرى و بزرگ سالى كه فقر وفاقه درين سن اصعب است و محتملست كه واو براى عطف باشد نه حاليه حمل بر معنى و تقدير اينكه (أ يود احدكم لو كانت له جنة و اصابه الكبر) يعنى آيا دوست دارد يكى از شما كه باشد او را بوستانى پر از ثمار و برسد او را پيرى وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ و مر او را باشد درين پيرى فرزندان ضُعَفاءُ كه خورد و ناتوان باشند و قادر بر تكسب نباشند و معيشت او و فرزندان او همه ازين بوستان باشد فَأَصابَها إِعْصارٌ عطفست بر اصابه يعنى پس برسد بدين بوستان پر ميوه ريحى عاصف كه مراد گرد بادست كه منعكس ميشود از زمين بآسمان و بر شكل استداره بهم ملتف ميشود مانند عمود مثل التفات جامه در حالت فشردن فِيهِ نارٌ كه در آن آتشى باشد و اينچنين باد آتشين را سموم ميگويند فَاحْتَرَقَتْ پس بسوزد آن باغ بسبب سموم و صاحب باغ متحير شده مهموم شود و در كار خود فرو ماند غرض تمثيل حال آن كسيست كه افعال حسنه كرده باشد و آن را به ريا و ايذا كه محيط آنست آميخته بحال كسى كه باغى پر از ميوه داشته باشد كه ممر معيشت او منحصر باشد بآن پس سمومى بدان وزد و همه را نابود سازد در وجه شبه عدم انتفاعست يعنى هم چنان كه نفع اين باغ با وجود احتياج بآن زوال پذير شود و صاحب آن بفوت آن حسرت و ندامت خورد مرائى نيز در روز قيامت كه محل شدة احتياجست از عمل خود منتفع نشود و در حسرت و اسف بماند و سعى او هباء منثورا شود كقوله تعالى وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً و قوله لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا حاصل كه باغ عمل منافق و مرائى كه بر آن اميدوارى داشته باشد بسموم عدل الهى بسوزد و ايشان مهجور و محروم بمانند و بعذاب و عقاب سرمدى گرفتار شوند
|
نه كارى كه يابند مزدى بر آن |
نه حالى كه بينند نفعى در آن |
|