تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٦ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
در آيد و اين تعسف است و در تفسير كبره آورده كه اگر حق سبحانه آسمانها و زمينها را طبق طبق سازد بحيثيتى كه هر يك از طبقات سطحى باشد مؤلف از اجزاء لا بتجرى و موصل گرداند اين طبقات را با يكديگر تا همه طبق واحد شود عرض بهشت اين قدر است و اين قول مرويست از ابن عباس و حسن و مختار بلخى و جبائى أُعِدَّتْ آماده شده است چنين بهشتى لِلْمُتَّقِينَ براى پرهيزكاران از معاصى و يا از كفر و درين دليل است بر آنكه بهشت مخلوق است و خارج است از اين عالم در خبر است كه ملك روم نامه نوشت برسول خدا (ص) و گفت تو ما را ببهشتى مىخوانى كه عرض آن چون عرض همه آسمانها و زمينها است پس دوزخ كجا باشد فرمود
سبحان اللَّه اذا جاء النهار فاين الليل
چون روز درآيد شب كجا باشد غرض از اين معارضه است در اسقاط مسئله مراد آنست كه كسى كه قادر باشد بر آن كه شب ببرد هر جا كه خواهد هر آينه قادر خواهد بود بر آنكه دوزخ را در جايى مقرر فرمايد كه خواهد انس مالك را گفتند بهشت در آسمان است يا در زمين گفت بهشت در كدام زمين و آسمان گنجد گفتند پس كجا است گفت بالاى هفت آسمان و زمين زير عرش حقتعالى و از قتاده روايت است كه بهشت بالاى هفت آسمان است و دوزخ زير زمين هفتم و گويند
(لولا المتقون لما خلقت الجنة)
اگر متقيان نمىبودند بهشت آفريده نميشد و از اين معلوم ميشود كه دخول متقيان بجهة مقصود بالذاتست و دخول مجانين و اطفال مؤمنين بالعرض و بالتبع پس در صفت متقيان مىفرمايد الَّذِينَ يُنْفِقُونَ يعنى پرهيزكاران جمعى اند كه نفقه مىكنند يا مرفوع و يا منصوب المحل است بر مدح يعنى متقيان آنانند كه نفقه ميكنند يعنى در وجوه تصرف اموال مينمايند فِي السَّرَّاءِ در حالت آسانى وَ الضَّرَّاءِ و در وقت سختى مراد همه احوال است چه انسان بهيچ وجه خالى از مضرتى يا مسرتى نيست يعنى در هيچ حالى خالى نيستند از انفاق آنچه مقدور ايشانست از قليل و كثير و گفتهاند كه منفقاند در توانگرى و درويشى يا تن درستى و بيمارى و يا گرانى و ارزانى حق سبحانه سخا را اول خلقى از اخلاق متقيان شمرده كه موجب دخول بهشتست چه آن بر نفس اشق است و دلالت آن بر اخلاص اكثر و ديگر آنكه اين صفت در وقت مجاهده اعظم اعمال است بجهت احتياج مجاهدان بآن در حين مجاهده با دشمنان و مواسات فقراى مسلمانان و رسول فرموده كه
الجنة دار الاسخياء
بهشت سراى اهل سخاوتست و ابو هريره از آن حضرت روايت كرده كه
السخى قريب من اللَّه قريب من الجنة قريب من الناس و البخيل بعيد من اللَّه بعيد من الجنة بعبد من الناس و الجاهل السخى احب عند اللَّه من عالم بخيل
و انس نيز از آن حضرت نقل كرده كه يخل درختيست در دوزخ و اغصان او در دنياست هر كه در آويزد بعضى از اغصان آن وى را بدوزخ رساند و يكى ديگر از اخلاق اهل جنت كظم غيظ است كما قال وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ عطفست بر الذين يعنى پرهيزكاران