تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ٩٠ تا ٩٩
روزه ماه خود نگاه داريد و اداى زكاة خود كنيد و حج خانه خود كنيد تا در بهشت پروردگار خود داخل شويد و ابى عبد اللَّه (ع) از حضرت رسالت (ص) روايت كرده كه
الحج ينفى الفقر و الذنوب كما ينفى الكير خبث الحديد
يعنى حج درويشى و گناهان را زايل ميگرداند هم چنان كه كورهاى آهنگران كه زنگ آهن را زايل ميسازد و احاديث بسيار در باب حج وارد شده كه تحرير ان موجب اطناب ميشود لا جرم بهمين قدر اكتفاء نموده شد و بدانكه وجه اتصال اين آيه بما قبل آنست كه چون حقتعالى در آيه سابق اهل كتاب را امر كرد باتباع ملت ابراهيم و از جمله آن تعظيم بيت اللَّه الحرام است از اين جهت در عقب آن ذكر بيت الحرام فرمود و فضل فاعل آن و تهديد تارك آن و بعد از آن باز عود كلام بحجاج اهل كتاب نموده فرمود كه قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ بگو اى محمد اهل يهود و نصارى را لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ چرا نميگرويد بآيتهاى خدا كه دلايل سمعيه و عقليه است بر صدق محمد (ص) در آنچه دعوى ميكند در وجوب حج و غير آن و تخصيص اهل كتاب بخطاب دليل است بر آنكه كفر ايشان اقبح است و بر آنچه ايشان اگر چه دعوى ميكنند كه گرويدهاند بتورات و انجيل اما حقيقت كافرند بآن حاصل آنكه حق تعالى بر سبيل توبيخ و تقريع ميفرمايد كه چرا نميگرويد بآيات داله بر صدق پيغمبر (ص) وَ اللَّهُ شَهِيدٌ و حال آنكه خداى تعالى مطلع است و گواه عَلى ما تَعْمَلُونَ بر آنچه ميكنيد از كتمان حق و كفر بآيات ربانى و شما را بر آن مجازات خواهد داد و تحريف و استنكار شما نفع نخواهد رسانيد بشما در مجمع آورده كه مراد بآيات معجزات حضرت رسالت (ص) است و علاماتى كه موافق است در صفت باو بآنچه در كتب متقدمه بشارت بآن داده و تسميه ايشان باهل كتاب با آنكه عمل به آن نميكردند بجهت احتجاج است بر ايشان بكتاب چه ايشان معترف بودند بآن فكانه قال (يا من تقربا بك من اهل الكتاب لم تكفرون بآيات اللَّه) و مراد بلفظ استفهام توبيخ است چه اين سؤال تعجيز است از اقامة عذر فكانه قال (هاتوا العذر فى ذلكم ان امكنكم) و بجهت تلطف در استدعاى ايشان بايمان مكرر خطاب بايشان كرده بعنوان اهل كتاب و فرموده قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ بگو اى اهل تورية لِمَ تَصُدُّونَ چرا باز ميداريد عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خدا يعنى دين اسلام كه بنده مامور است بسلوك در آن و منع ميكنيد مَنْ آمَنَ كسى را كه گرويده بخدا و دين حق را قبول كرده مراد عمار ياسر است و رفقاى او كه يهود ايشان را بكيش خويش ميخواندند و در انوار گفته كه تكرار خطاب و استفهام مبالغه است در تقريع و نفى عذر ايشان و اشعار بآنكه هر يك ازيندو امر مستقبح