تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
دوست دارد اين نيكوكاران را كه متصفند باين صفات حميده و مراد تمجيد خدا بايشان ايجاب ثواب است براى ايشان از حسن بصرى نقل كردهاند كه احسان نيكويى كردنست با همه كس از دوست و دشمن و مستحق و نامستحق مانند آفتاب و باد و باران كه بر همه چيز واقع مىشود سفيان ثورى گفته كه احسان در صورتى است كه نيكويى كنى با كسى كه با تو بدى كرده باشد زيرا كه نيكويى كردن تو با شخصى كه با تو نيكويى كرده باشد مكافات باشد نه احسان انس بن مالك روايت كرده كه رسول (ص) فرموده كه شب معراج كوشكها ديدم در اعلى درجات بهشت جبرئيل را گفتم كه اين كراست گفت للكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و للمحسنين عمر نسفى در تفسير تيسير خود بعد از تبيين اين آيه ذكر كرده كه روزى نوباوه بوستان ولايت و با كوره حديقه هدايت سبط نبى و نجل ولى حسين بن على عليه السلام با جمعى از مهمانان از اشراف عرب و عظماى با علم و ادب بر سر خوانى نشسته بودند خادمش با كاسه طعام كرم در مجلس درآمد و از غايت دهشت پايش بحاشيه بساط برآمد كاسهاش بر سر شاهزاده افتاد و بشكست و آش بر سر و روى مباركش فرو ريخت شاهزاده از روى تأديب نه از روى خشم و تعذيب درو نگريست خادم از روى ترس مدهوش شد و متحير فرو مانده بود كه ناگاه بر زبانش جارى شد كه وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ امام حسين (ع) فرمود كه خشم فرو خوردم خادم گفت وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ امام (ع) جواب داد كه ترا عفو كردم خادم تتمه اين آيه بر خواند كه وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ سبط رسول در مقابل آن گفت كه آزادت كردم و مؤنت و معيشت تو بر خود لازم كردم حضار مجلس از آن خلق و خوى متعجب شده بر زبان راندند كه اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ خدا مىداند كه چه ميبايد كرد و بكه مىبايد داد و در مجمع البيان و بعضى ديگر از تفاسير اين حكايت را نسبت بامام زين العابدين (ع) دادهاند و برينوجه ايراد نمودهاند كه مرويست كه كنيز على بن الحسين (ع) منحنى شده آب بر دست مبارك او مى ريخت چون مىخواست كه راست شود اتفاقا گوشه ابريق بر سر آن حضرت خورد و مجروح ساخت آن حضرت سر برداشت و بر كنيز نگريست كنيز گفت (يا سيدى ان اللَّه يقول وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ) امام فرمود كه
كظمت غيظى
خشم خود را فرو خوردم كنيز گفت وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ فرمود كه
عفا اللَّه عنك
خدا ترا عفو كناد كنيز گفت وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ امام فرمود كه
اذهبى فانت حرة لوجه اللَّه
برو كه تو آزادى در راه خدا و مىتواند بود كه اينصورت از هر دو بظهور آمده باشد و در بعضى ديگر از كتب احاديث آمده كه اين قضيه از امام محمد باقر (ع) بظهور رسيده و بروايتى ديگر از امام موسى كاظم (ع) صدور يافته (و اللَّه اعلم بحقايق الامور) وَ الَّذِينَ معطوفست بر الَّذِينَ يُنْفِقُونَ يعنى متقيان دو طايفهاند يكى آنها كه بصفت انفاق و حلم و عفو و احسان موصوفند دوم تائب