تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤١ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٧٠ تا ٢٧٩
لا تقم الساعة ابدا بار خدايا قيامت را برمينگيز من گفتم اى جبرئيل اين افتادگان چه كسانند گفت ايشان آنانند كه در دنيا ربا ميخوردند و حق سبحانه درباره ايشان فرمود كه لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ گفتم آل فرعون چرا مىگويند (اللهم لا تقم الساعة ابدا) گفت براى آنكه حق سبحانه ايشان را وعيد فرموده كه وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ و بعد از آن فرمود كه جماعتى را ديدم كه شكمهاى ايشان پر از مار بود و پوست شكم ايشان چنان ضعيف و تنگ بود كه آن ماران در اندرون آن ميتوانست ديد گفتم اينها كيستند جبرئيل گفت ايشان نيز ربا خورندگانند كه قياس آن ببيع كرده باشند و حلال دانسته ابو هريره از رسول (ص) روايت كرده كه ربا هفتاد بابست و اهون آن نزد خدا مانند نكاح كردن مادر باشد بعد از آن بشارت ميدهد كسانى را كه منتهى شوند از ربا و ساير محرمات بقوله إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بدرستى كه آنان كه گرويدهاند بخدا و رسول (ص) و بهر چه جبرئيل از نزد خدا آورده از امر و نهى وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و در عمل آوردند اوامر را بموجب فرمان وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و بپا داشتند نماز را وَ آتَوُا الزَّكاةَ و دادند زكاة را لَهُمْ أَجْرُهُمْ مر ايشان راست مزد ايشان عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار ايشان در روز قيامت وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ و نيست ترسى بر ايشان از آنچه بايشان رسد وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ و نه ايشان اندوهگين شوند بر فوت نعمت و مثوبة ايشان بدانكه عطف اقامه صلاة و ايتاء زكاة بر اعمال صالحه كه اعم از معطوف است بجهة انافه و شرافت معطوف است بر ساير اعمال صالحه از صادق (ع) مرويست كه وليد بن مغيره در جاهليت بربا با مردمان معامله ميكرد و او را بر ثقيف بقاياى آن مانده بود فوت شده و خالد وليد بعد از اسلام مطالبه آن كرد آيه آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان اتَّقُوا اللَّهَ بترسيد از عذاب خدا وَ ذَرُوا و واگذاريد و دست برداريد ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا آنچه باقى مانده از ربا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد شما باور دارندگان مر حرمت ربا را چه دليل ايمان امتثال امر است از مقاتل نقل است كه بنى عمرو ثقفى و بنى مغيره مخزومى با يكديگر معامله داشتند حضرت رسول (ص) در روز فتح مكه بحرمت ربا فتوى داد و بنى عمرو بشرط آنكه رباى ايشان بر ديگران ثابت باشد و رباى ديگران از ايشان وضع گردد صلح كردند بمبلغى معين و بوقت طلب آن از مغيره كار بر ايشان تنگ گرفتند ايشان فرياد بر آوردند كه ما چه بدبخت كسانيم كه ربا را از همه مردمان وضع كردند و ما هنوز بدان بلا گرفتاريم پس قصه خود را بعرض عتاب بن اسيد كه حاكم مكه بود رسانيدند وى صورت