تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٩
خواه كه با او جماع كرده باشد يا نه پس در كلا الحالين مهر واجب باشد و قول اصح در مذهب اماميه آنست كه مراد بآن جماع است و بدون آن تمام مهر ثابت نميشود آوردهاند كه چون ابو قيس كه از صلحاى انصار بوده متوفى شد قيس كه پسر او بود بنا بر عادت جاهليت خواست كه زن پدر را بنكاح خود دو آورد زن گفت من ترا فرزند خود ميبينم و تو از صلحاى قوم خودى چگونه بتو متزوج شوم پس صورت اينحال بعرض حضرت رسالت (ص) رسانيد حضرت فرمود كه بخانه خود مراجعت كن تا حق تعالى حكمى فرمايد در اين باب و بعد از مراجعت او اين آيه نازل شد كه وَ لا تَنْكِحُوا و بنكاح در مياوريد و بزنى مخوانيد ما نَكَحَ آباؤُكُمْ آن را كه خواستهاند پدران شما مِنَ النِّساءِ از زنان بنكاح در آورده ذكر ما بدون من بجهت آنست كه مراد بان صفت است و يا بجهت ضعف عقل نسوان و گويند ما مصدريه است بر اراده مفعول از مصدر اى منكوحة آبائكم و قوله من النساء بيان ما نكح است بر هر دو وجه و قوله إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ استثناء است از معنى كه لازم نهى است فكانه قيل (تستحقون العقاب بنكاح ما نكح آباؤكم الا ما قد سلف) يعنى مستحق عقاب ميشويد بنكاح كردن منكوحات اباء خود مگر آنچه گذشته است پيش از تحريم كه آن معفو عنه است و يا استثناست از لفظ جهة مبالغه در تحريم و تعميم و سد طريق باباحه آن كقوله (و لا عيب فيهم غير ان سيوفهم بهن فلول من قراع الكنائب) پس معنى آنست كه نكاح مكنيد حلائل اباء خود را مگر آنچه گذشته قبل از اين زمان اگر ممكن باشد شما را كه نكاح كنيد ايشان را يعنى اگر ممكن است شما را گذشتگان را بخواهيد جز اين شما را حلال نيست مراد آنست كه هم چنان كه نكاح كردن ايشان ممكن نيست نكاح كردن اينزنان پدر شما كه بعد از فوت پدر شما ماندهاند هم ممكن نيست پس از قبيل تعليق شيء باشد بمحال مانند (حتى يبيض القار) و گويند كه استثنا منقطع است و معنى اينكه لكن آنچه سالفا گذشته مؤاخذه نيست بر آن نه آنكه آن را برقرار خود بگذارند بعد از اين ذكر علت نهى مى فرمايد كه إِنَّهُ بدرستى كه نكاح زن پدر كانَ بود قبل از اين و هست بعد از تحريم فاحِشَةً خصلتى زشت و ناپسنديده و در هيچ امتى از امم سالفه رخصت آن نفرموده وَ مَقْتاً و مبغوض حق تعالى و مؤمنان و يا نزد جميع اهل مروات چه اشراف عرب آن را مكروه و مبغوض ميشمردندى و فرزندى را كه از زن پدر متولد شدى مقيت و مقتى گفتندى يعنى دشمن داشته شده وَ ساءَ سَبِيلًا و بد راهى است طريق آن كسى كه آن را پسندد و بآن ارتكاب نمايد و گفتهاند مراتب قبيحه سه است يكى قبح عقلى