تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
پيغمبر شما و هم نسبت بشما زهرى روايت كرده كه مراد به الَّذِينَ أَشْرَكُوا كعب اشرف و اتباع اويند كه رسول و اصحاب را هجو كردى و مشركين را در بد گفتن مسلمانان تحريص نمودى و غزل گفتى و در آن ذكر زنان مسلمانان كردى و ايشان را باين نوع ايذا رسانيدى تا آنكه حقتعالى كار او را كفايت كرد و بر دست بعضى از صحابه كشته شد و نزد بعضى آنست كه سبب نزول آيات آن بود كه رسول (ص) نامه بر دست ابى بكر بفنحاص بن عازورا فرستاد و او را باسلام دعوت كرد و بنماز و زكاة ترغيب فرمود و ابو بكر را گفت كه اگر او چيزى ناملايم گويد جواب ندهى تا آنكه آن را بمن رجوع كنى ابو بكر برفت و نامه را بوى داد چون مطالعه كرد گفت خداى شما محتاج است بما كه از ما چيزى ميخواهد ابو بكر گفت خواستم بتيغ سخن او را جواب باز دهم كلام رسول (ص) را كار بستم و هيچ نگفتم و بازگشتم حقتعالى اين آيه فرستاد كه هر آينه شما را مبتلا سازد در مالها بزكاة و صدقات و خسران و نقصان به جهت مصيبات و آفات و در تنهاى شما به امراض و اسقام و قتل و اسر و جراحات و ساير مصيبات و نكبات و مخايف و متاعب و بشنويد از اهل كتاب سخنان ناخوش چون هجاء رسول و طعن در دين و اغراى كفره بر شما در انوار گفته كه اين اخبار است باستماع كلمات مكروهه قبل از وقوع آن تا مؤمنان توطين نفس خود كنند بر صبر و احتمال آن و مستعد لقاى آن شوند و نزول مصيبات بر ايشان اغواى ايشان نكند وَ إِنْ تَصْبِرُوا و اگر صبر كنيد بر آزار اين گروه وَ تَتَّقُوا و بپرهيزيد از مكافات ايشان و آن را با منتقم حقيقى گذاريد فَإِنَّ ذلِكَ پس بدرستى كه اين صبر و اتقاء مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ از استوارى كارهاى دينست و درستى نشانهاى ثبات بر آن و يا از حقايق ايمان است و در انوار گفته كه معنى آنست كه صبر بر تقوى از معزومات امور است تعنى از امور مغرومه كه واجبست عزم بر آن يا از آن چيزى است كه عزم كرده خدا بر آن تعنى امر كرده و مبالغه نموده در آن و عزم در اصل ثبات رأى است بر شيء تا امضاى آن كند مراد آنست كه صبر و تقوى عزميست از عزمات خدا كه ناچار است شما را كه امضاى آن نمائيد بعد از آن خبر ميدهد از نقض عهد و ميثاق اهل كتاب بقوله وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ و ياد كن اى محمد (ص) وقتى كه فرا گرفت خدا در آن مِيثاقَ الَّذِينَ عهد و پيمان آنان كه أُوتُوا الْكِتابَ داده شدهاند تورية و انجيل يعنى علماى بنى اسرائيل و مضمون عهد اين است كه لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ هر آينه بايد كه ايشان بيان كنند كتاب را براى مردمان يعنى وصف محمد (ص) را كه در آن مكتوبست براى مردمان روشن گردانند وَ لا تَكْتُمُونَهُ و نپوشند آن وصف