تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٦ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
صابران را بر تكاليف شرعيه از نماز و روزه و حجج و جهاد و ثواب نفعى است مستحق مقرون بتعظيم و تبجيل و عقاب بر ضد اينست و ميتواند بود كه فتح و ظفر و نصرت و اخذ غنيمت ثوابى باشد مر ايشان را كه بجهة طاعات مستحق آن شده باشند چه اين متضمن تعظيم و اجلال ايشانست و يا آنكه حق سبحانه به محض تفضل آن را بايشان عطا فرموده باشد و يا بجهة لطف چه اين مقرب بنده است بطاعت او و مبعد او از معصية و بنا بر اين دو قسم تسميه آن بثواب بر سبيل مجاز خواهد بود و احتمال اول بر سبيل حقيقت قبل از اين گذشت كه در وقت انهزام مسلمانان منافقان اهل ايمان را ميگفتند كه (ارجعوا الى اخوانكم و عشايركم و ارجعوا الى دينهم) حق سبحانه رد اينقول كرده اهل ايمان را از تبعيت قول ايشان منع فرمود بقوله يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا اگر فرمان بريد آنان را كه كافر شدند يمنى اگر بفرمان منافقان كار كنيد يَرُدُّوكُمْ باز گردانند شما را عَلى أَعْقابِكُمْ بر پاشنههاى شما يعنى شما را بكفر باز گردانند و مرتد سازند فَتَنْقَلِبُوا پس آن گاه گرديديد شما خاسِرِينَ زيانكار در هر دو سرا و هيچ خسرانى اعظم از اين نيست كه ايمان را به كفر و جنت را بنار بدل كنيد و نزد حسن و ابن جريح مراد به الذين كفروا يهود و نصارىاند و نزد بعضى ديگر عامست شامل جميع كفار و قول اول از امير المؤمنين (ع) ماثور است حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه فرمان دشمنان مبريد
بَلِ اللَّهُ بلكه خدا مَوْلاكُمْ يار و مددكار شما است و اولى بنصرت در امور شما پس با كفار دوستى مكنيد و نصرت از غير حق مجوئيد وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ و خدا بهترين يارى كنندگانست و اگر چه نصرت غير او معتد به نيست اما بجهة استظهار در حجت فرمود كه و هو خير الناصرين يعنى اگر بحسب فرض نصرت غير او معتد به باشد او بهترين همه خواهد بود در آن چه بهيچ وجه روا نيست كه او سبحانه مغلوب شود و غير او را جايز است مغلوبيت از سدى روايت است كه چون ابو سفيان و اصحابش بعد از واقعه احد رو بمكه نهادند در اثناء راه ابو سفيان گفت برگشتن ما خطا بود چه ايشان جمعى اندك بودند و اكثر متفرق و مجروح و مقتول گشته مراجعت ميبايد كرد تا بيكبار بريشان هجوم كرده همه ايشان را استيصال كنيم پس عزم كردند كه باز كردند حقتعالى ترس در دل ايشان انداخت و نتوانستند كه معاودت نمايند قبل از آنكه اين صورت واقع شود رسول را از اين اخبار فرمود بقوله سَنُلْقِي زود باشد كه بفكنيم فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا در دلهاى آنان كه كافر شدند الرُّعْبَ ترس و بيم را بِما أَشْرَكُوا بجهت شرك آوردن ايشان بِاللَّهِ بخدا ما لَمْ يُنَزِّلْ